پدر من فوت کردن یک واحد اپارتمان داشتن که سه دانگ به نام مادرم هست ما هنوز طلب سهم ارث نکردیم و سه فرزند هستیم دو پسر یک دختر .مادرم در دوره حیات خود میخواهند از سهم سه دانگ خود همه سه دانگ را به نام دو پسر خود انتقال دهند. ایا این کار از لحاظ قانونی و مخصوصاً شرعی مجاز میباشد؟ و آیا یک نفر میتواند قبل از فوت ملک خودش را به نام بعضی از فرزندان سند بزند؟ و به طور کلی حکم سند زدن قبل از فوت چیست؟
انتقال اموال در دوره حیات به یکی از فرزندان یا ورثه
آیا امکان زدن سند بنام دو پسر قبل از فوت وجود دارد ؟
- در خصوص سند زدن ملک بنام بعضی از فرزندان قبل از فوت باید گفت امکان انتقال مال و اموال قبل از فوت اشخاص به فرزندان وجود دارد.
- با این حال این انتقالات دیگر ارث محسوب نمی شود چراکه ارث مفهومی است که پس از فوت افراد محقق شده و قوانین آن تابع مقررات قانونی خاصی است در حالی که انجام معامله و انتقال اموال در زمان حیات با هر انگیزه ای که باشد همچون انجام سایر معاملات و تابع قوانین هر عقدی است که در قالب آن انجام می شود.
- بنابراین ارث شامل کلیه اموال، دارایی ها، بدهیها، حقوق و وظایف شخص پس از مرگش گفته میشود که به موجب قانون به شخص یا اشخاص دیگری منتقل میگردد و به هر فرد میزان سهمی مطابق قانون اعطا خواهد شد در حالی که تقسیم اموال پیش از فوت می تواند منصفانه یا غیرمنصفانه بوده یا همه ی اموال به یک فرزند منتقل گردد و این انتقال ارث محسوب نمی شود.
- انتقال اموال به فرزندان در زمان حیات می تواند در قالب های متنوعی صورت بگیرد از جمله بیع، صلح عمری، هبه یا وصیت و در صورت رعایت شرایط صحت معاملات و عقود و عدم مخالفت با قانون، این عقد معتبر بوده و کسی نمی تواند معترض به آن گردد.
- بطور معمول این انتقال در قالب صلح عمری محقق می گردد. صلح عمری عقدی است که به موجب آن شخص حق انتفاع مال و اموال خود را در زمان حیاتش برای خود نگاه داشته و این اموال پس از فوت او به فردی که در قرارداد صلح نامبرده شده انتقال خواهد یافت.
- مزیت عقد صلح عمری برای انتقال اموال به فرزندان نسبت به عقد بیع این می باشد که با انعقاد عقد صلح عمری، شخص می تواند تا پایان عمر از ملک یا اموال مورد صلح استفاده نموده و صاحب منافع آن ها خواهند بود.
- این در حالی است که بیع موجب انتقال مالکیت مبیع می شود و طرفی که اموالش را انتقال داده است دیگر نمی تواند از آن استفاده نماید. همچنین صلح عمری نسبت به وصیت این ویژگی را دارد که فرد می تواند تمام اموال خود را به شخصی که می خواهد واگذار کند و هیچ محدودیتی برای او وجود نخواهد داشت در حالی که وصیت تنها نسبت به یک سوم اموال نافذ است.
وکیل برای گرفتن و مطالبه سهم ارث
پاسخ به پرسش سند زدن ملک به نام بعضی از فرزندان
♦ در پاسخ به پرسشی که در مورد سند زدن ملک بنام بعضی از فرزندان قبل از فوت مطرح فرمودید باید گفت طبق قانون افراد می توانند در زمان حیات خویش اموال خود را به هر کسی که خودشان تمایل دارند منتقل کنند.
وقتی فرد در دوره حیات خود تصمیم به دخالت و تصرف حقوقی در اموال خود میگیرد این شامل مقررات ارث نمیشود و هیچ گونه ممنوعیت ندارد.
♦ به موجب ماده 30 قانون مدنی هر مالکی نسبت به مایملک خود حق همه گونه تصرف و انتفاع دارد مگر در مواردی که قانون استثناء کرده باشد. بنابراین همه ی افراد تا زمانی که زنده هستند بصورت مطلق بر اموال و دارایی شان مسلط می باشند مگر آنکه قانون مواردی را استثناء نموده باشد.
رای دیوان عالی کشور برای ادعای حجر متوفی
مستندات قانونی- مقررات سند زدن به نام فرزندان
ماده ۳۰ قانون مدنی
هر مالکی نسبت به مایملک خود حق همه گونه تصرف و انتفاع دارد مگر در مواردی که قانون استثناء کرده باشد.
ماده ۱۹۰ قانون مدنی
برای صحت هر معامله شرایط ذیل اساسی است:
۱. قصد طرفین و رضای آنها
۲.اهلیت طرفین
۳.موضوع معین که مورد معامله باشد
۴. مشروعیت جهت معامله
ماده ۷۵۲ قانون مدنی
صلح ممکن است یا در مورد رفع تنازع موجود و یا جلوگیری از تنازع احتمالی در مورد معامله و غیر آن واقع شود.
ماده ۷۵۳ قانون مدنی
برای صحت صلح طرفین باید اهلیت معامله و تصرف در مورد صلح داشته باشند.
ماده ۷۵۴ قانون مدنی
هر صلح نافذ است جز صلح بر امری که غیر مشروع باشد.
ماده ۷۵۵ قانون مدنی
صلح با انکار دعوی نیز جائز است بنابراین درخواست صلح اقرار محسوب نمیشود.
ماده ۷۵۶ قانون مدنی
حقوق خصوصی که از جرم تولید میشود ممکن است مورد صلح واقع شود.
ماده ۷۵۷ قانون مدنی
صلح بلاعوض نیز جائز است.
ماده ۷۵۸ قانون مدنی
صلح در مقام معاملات هر چند نتیجه معامله را که به جای آن واقع شده است میدهد لیکن شرایط و احکام خاصه آن معامله را ندارد بنابراین اگر مورد صلح عین باشد در مقابل عوض نتیجه آن همان نتیجه بیع خواهد بود بدون اینکه شرایط و احکام خاصه بیع در آن مجری شود.
ماده ۷۵۹ قانون مدنی
حق شفعه در صلح نیست هر چند در مقام بیع باشد.
ماده ۷۶۰ قانون مدنی
صلح عقد لازم است اگر چه در مقام عقود جائزه واقع شده باشد و بر هم نمیخورد مگر در موارد فسخ به خیار یا اقاله.
ماده ۷۶۱ قانون مدنی
صلحی که در مورد تنازع یا مبنی بر تسامح باشد قاطع بین طرفین است و هیچ یک نمیتواند آن را فسخ کند اگر چه به ادعاء غبن باشد مگر در صورت تخلف شرط یا اشتراط خیار.
ماده ۷۶۲ قانون مدنی
اگر در طرف مصالحه و یا در مورد صلح اشتباهی واقع شده باشد صلح باطل است.
ماده ۷۶۳ قانون مدنی
صلح با کراه نافذ نیست.
ماده ۷۶۴ قانون مدنی
تدلیس در صلح موجب خیار فسخ است.
ماده ۷۶۵ قانون مدنی
صلح دعوی مبتنی بر معامله باطله باطل است ولی صلح دعوی ناشی از بطلان معامله صحیح است.
ماده ۷۶۶ قانون مدنی
اگر طرفین به طور کلی تمام دعاوی واقعیه و فرضیه خود را به صلح خاتمه داده باشند کلیه دعاوی داخل در صلح محسوب است اگر چه منشاء دعوی در حین صلح معلوم نباشد مگر اینکه صلح بحسب قرائن شامل آن نگردد.
ماده ۷۶۷ قانون مدنی
اگر بعد از صلح معلوم گردد که موضوع صلح منتفی بوده است صلح باطل است.
ماده ۷۶۸ قانون مدنی
در عقد صلح ممکن است احد طرفین در عوض مالالصلحی که میگیرد متعهد شود که نفقه معینی همه ساله یا همه ماهه تا مدت معین تادیه کند این تعهد ممکن است به نفع طرفین مصالحه یا به نفع شخص یا اشخاص ثالث واقع شود.
ماده ۷۶۹ قانون مدنی
در تعهد مذکوره در ماده قبل به نفع هر کس که واقع شده باشد ممکن است شرط نمود که بعد از فوت منتفع نفقه به وراث او داده شود.
ماده ۷۷۰ قانون مدنی
صلحی که بر طبق دو ماده فوق واقع میشود به ورشکستگی یا افلاس متعهد نفقه فسخ نمیشود مگر اینکه شرط شده باشد.
ماده ۸۴۳ قانون مدنی
وصیت به زیاده بر ثلث ترکه نافذ نیست مگر به اجازه وراث و اگر بعض از ورثه اجازه کند فقط نسبت به سهم او نافذ است.
پاسخ داده شده توسط کارشناس حقوقی ما
6 پاسخ
سلام وقت بخیر
پدر بزرگت بنده ۵ سال پیش در سن ۹۴ سالگی فوت کردند قبل فوت ایشان به پدر و عموهای دیگه ام متوجه میشن که عموی بزرگم از پدربزرگ بنده وکالت بلاعزل گرفته و بعدها متوجه میشن که دو قطعه زمین و یک باغ بنام عموی بزرگ هم شده وقتی به خودش اعتراض کردند میگه که پدربزرگ ما خودش بهش فروخته پدر بنده هم وقتی ازش مدرک خواست سند یا قولنامه ای نداشته فقط ادعا میکنه پولشو به پدربزرگ ما داده و مبلغی رو مدعی هست اما نه به حساب پدربزرگ اومده نه شاهدی داره که نقدا بهش داده باشه. در ضمن در وکالت نامه محضری قید شده که خودش و بقیه عموهام حق خرید اموال رو ندارن مگر در حضور همه عموها. بنظرتون کارهای عموی بنده قانونی بوده ما میتونیم پیگیری قانونی برای ادعای حقمون داشته باشیم.همه اهالی روستا هم میدونن در زمان وکالت حتی پدربزرگ ما فرزندان خودش هم رو نمی تونسته از هم تشخیص بده
با توجه به توضیحاتی که ارائه کردید، موضوع از نظر حقوقی کاملاً قابل پیگیری است و چند نکته مهم در صحبتهای شما وجود دارد که میتواند به نفع شما باشد. البته اظهار نظر قطعی مستلزم بررسی دقیق اسناد توسط وکیل است، اما به صورت خلاصه می توان گفت وکالت بلاعزل به این معناست که موکل (پدربزرگتان) حق عزل وکیل را از خود سلب کرده است، اما این موضوع به وکیل اختیار مطلق و نامحدود نمیدهد. وکیل از نظر قانونی «امین» محسوب میشود و موظف است دقیقاً در حدود اختیارات مندرج در وکالتنامه عمل کند. فلذا اگر در وکالتنامه رسمی تصریح شده باشد که خود وکیل یا سایر عموها حق خرید اموال را ندارند مگر با حضور همه، انتقال ملک به نام خودِ وکیل بدون رعایت این شرط میتواند باطل یا حداقل قابل ابطال باشد.
در خصوص ادعای فروش نیز اگر عموی شما مدعی است که ملک را از پدربزرگ خریداری کرده، باید دید انتقال به چه صورت انجام شده است. اگر سند رسمی به نام او تنظیم شده، باید مشخص شود با استفاده از وکالتنامه مذکور به خود منتقل نموده است یا شخص پدربزرگتان شخصا به وی منتقل کرده است. همچنین مبنای انتقال (بیع، صلح، هبه و غیره) اهمیت دارد. در هر حال، اگر او مدعی پرداخت ثمن معامله است ولی هیچ رسیدی ندارد، مبلغی به حساب پدربزرگ واریز نشده و شاهدی هم برای پرداخت نقدی وجود ندارد، اثبات پرداخت پول بر عهده خود اوست و صرف ادعا کافی نیست.
نکته بسیار مهم دیگر، وضعیت سلامت ذهنی پدربزرگ در زمان تنظیم وکالتنامه یا انتقال اسناد است. اگر بتوانید با طرح دعوای حجر متوفی، ثابت کنید که ایشان در آن زمان فاقد اهلیت قانونی بودهاند (برای مثال به علت آلزایمر شدید یا زوال عقل قادر به تشخیص و تصمیمگیری نبودهاند)، میتوانید دعوای ابطال وکالتنامه یا ابطال معامله به دلیل فقدان قصد و رضا مطرح کنید. برای اثبات این موضوع میتوان از مدارکی مانند پرونده پزشکی، گواهی پزشک، شهادت شهود (از جمله اهالی روستا و بستگان) و در صورت ارجاع دادگاه، نظریه پزشکی قانونی استفاده کرد.
با توجه به اینکه پنج سال از فوت گذشته، گرچه معمولاً دعوای ابطال سند رسمی مشمول مرور زمان نمیشود، اما هرچه سریعتر اقدام شود بهتر است، زیرا گذشت زمان ممکن است اثبات برخی مسائل را دشوارتر کند. در مجموع، با توجه به وجود شرط در وکالتنامه، نبود مدرک برای پرداخت پول، و احتمال عدم سلامت ذهنی پدربزرگ در زمان اعطای وکالت یا انتقال اموال، اقدامات عموی شما قابل پیگیری حقوقی است. فلذا توصیه میشود با در دست داشتن تصویر وکالتنامه و اسناد انتقال به وکلای متخصص ما در امور ملکی مراجعه نمایید، تا با بررسی دقیق مستندات و مدارک شما، بهترین مسیر حقوقی برای احقاق حق شما و سایر وراث تعیین شود.
سلام وقت بخیر خدمت شما بد از فوت پدر مادرم خدا بیامرزم یه خونه با مغازه خیلی ساده معمولی نزدیک صدمتر ولی جلو خیابان اصلی در پایین شهر خرم آباد لرستان دارن که میگن سر هم چا ر میلیارد میارزه خونه سند نداره فقط دارایه قولنامه ست که قید شده تو این قولنامه قید شده نصف خونه به اسمه پدرمه نصفه دیگش به اسمه مادرم ما دوبرادر وسه تا خواهریم همهمون ازدواج کردیم رفتیم مدت چهل سالیه برادرا در مغازه وخونه پدرم ساکن هستند وخیلی شر طلب کار قلدر زرنگو حریص لجباز و پرخاش گرن حاضر به فروش خونه نمیشن وقتی خریدار میاد هی میگن خونه ومغازه مالیات داره خودشونو صاحب خونه میدونن حتی نمیزارن بریم اونجاوسالهای ساله که مالیاتش داده نشده خلاصه ازشون نارضایتی داریم وهیچ جوری حاضر بفروش خونه ودادنه سهممه ما نیستن در کل صاحب خونه شدن نمیتونیم سهممو از برادرا بگیرم وقتی خریدار برا خونه میاد فراریش میدن اون دوتا خواهرم وقتی زورگویشونو میبین بی خیال شدن من ببرادرم میگم سالها گذشته چرانثاار وراثت نمیکنید بغروشید سپردم به بنگاه برا فروش از بنگاه اومدن برا خونه خریدار اومده چار میلیارد قیمت گذاشته بدوروغ بمن میگن خریدار گفته امیلیاردو چار صد ماهم گفتیم کمه نمیفروشیم میگم چرا دروغ میگید چرا خونه رو نمیفروشیدسهمه بقیه رو بدید من بیمارم پول لازم هستم حالا که قصد فروش ندارید لااقل یکی تون سهمه منو بخره میگن خونه چی کشکه چی ما پول نداریم خونه رو و نمیفروشیم خونه ما ماست برو شکایت کن میخوان منو تحت فشار بی پولی بزارن تا خیلی ارزانتر تر ازقیمت پیشنهادی خریدار سههمو بشون بفروشم نا امید وخستم کردن بی پولی عاجزم کرده اونام بهمون زور میگن نا امید شدم پیر م کردن اززرنگیشون سو استفاده کردنشون بد زبونیشون بی انصافیشون بدم میاد ومیترسم میدونم بد ازفوتم سهممو به بچهام نمیدن میخوام نا امید شدم حالا که بخودم چیزی نمیدن کاری کنم لااقل قبل از فوتم سهمه خودمو به ا سمه بچهام بکنم چون دستم خالیه از بی احترامی کردن واعصبانیتشون میترسم هیچ راه چارهای ندارم از شکایت کردنودادگاه رفتن ابروریزی خوشم نمیاد آدمه بی سرصدا دست تنها ودستخالی هستم باهاشون اصلا سر دعوا یا دشمنی ندارم ولی نمیخوام حقمو بخورن چجوری حالیشون کنم چطوری حقمو ازشون بگیرم لطفا راهنماییم کنید تاتوانم وبیمارو بیپول شدیداً نیاز به درک وپشتیبانیتون دارم لطفا بخاطر خدا در این مورد کمکم کنید راهنماییم کنید چکار کنم نزارید حقم پایمال بشه میدونم امثال من زیاده ولی تورو خدا لااقل کمکم کنیدخدا خیرتون بده من واقعا بخاطر بیماریم کمک نیاز دارم حقه متواز اینا بگیرید خواهشن کمکم کنید
در خصوص مشکل شما راه کاملاً قانونی، محترمانه و بدون درگیری برای گرفتن حقتان وجود دارد. مهمترین نکته این است که چون ملک بین شما مشاع است، هر شریک میتواند در صورت مخالفت دیگرشرکا با فروش، از دادگاه، افراز و فروش مال مشاع را درخواست کند. اگر ملک قابل تقسیم باشد، بین وراث تقسیم میشود و اگر قابل تقسیم نباشد(که معمولاً در مورد خانههای کوچک چنین است) دادگاه دستور فروش از طریق مزایده رسمی را صادر میکند و مبلغ حاصل از فروش، طبق سهمالارث بین همه تقسیم میشود. این یعنی برادران شما نمیتوانند برای همیشه مانع فروش شوند. حتی لازم نیست شما خریدار بیاورید یا با آنها چانه بزنید. زیرا وقتی حکم فروش صادر شود، اجرای احکام دادگستری فروش را انجام میدهد و نظر سایر ورثه تأثیری در اصل فروش نخواهد داشت. در مورد نگرانی شما درباره آینده و اینکه بعد از فوتتان سهمتان به فرزندانتان نرسد، جای نگرانی نیست. زیرا اگر اقدامی هم نکنید، سهم قانونی شما محفوظ است و پس از فوت به فرزندانتان منتقل میشود و هیچکس نمیتواند آن را حذف کند. با این حال، اگر میخواهید خیال خودتان آسودهتر باشد، میتوانید وصیتنامه رسمی تنظیم کنید یا سهم مشاع خود را از ترکه ی والدین تان، از طریق صلح یا هبه به فرزندانتان منتقل کنید.
سلام وقت بخیر
برادر بزرگم در زمان حیات پدرم. اموالی با تهدید از پدرم گرفته و پدرم هم با توجه به محاسبات خودش. نوشته ای بصورت دستی. به من داد که کلیه اموال خودش را در عوض اموالی که پسر بزرگش برده به من داده نیز در آن غید کرده که با توجه به دیونی که برگردن دارد بنده بعد از فوت ایشان آنها را از اموالی که به من بخشیده بپردازم چون پدرم از تهدیدات برادرم میترسید به من گفت کسی نباید از این دست نوشته خبردار شود حالا پدرم فوت شده برادرم میتواند ادعای مالکیت از اموال کند
سلام بله خوب هر کسی میتواند ادعا داشته باشد؛ نکته مهم اینکه شما باید برای اثبات اصالت آن دست نوشته اقدام نموده و مالکیت خود را به اثبات برسانید و لازم است بدانید که شما مدعی هستید چون ظاهرا آن اموال ماترک بوده و به ارث میرسند ولی شما مدعی هستید که در زمان حیات پدر به شما واگذار شده اند.