ازدواج موقت یا نکاح منقطع یکی از نهادهای پذیرفته شده در فقه امامیه و قانون مدنی ایران است که با تعیین مدت معین و مهریه مشخص واقع میشود. مطابق ماده ۱۰۷۵ قانون مدنی، نکاح وقتی منقطع است که برای مدت معینی واقع شده باشد. این نوع ازدواج، اگرچه از حیث اصل مشروعیت و اعتبار قانونی به رسمیت شناخته شده، اما از نظر آثار و شیوه پایان یافتن، تفاوتهای مهمی با نکاح دائم دارد و همین تفاوتها در عمل منشأ بسیاری از پرسشها و اختلافات حقوقی میشود.
مهمترین تفاوت نکاح موقت با نکاح دائم آن است که در آن نهادی به نام طلاق پیشبینی نشده و رابطه زوجیت تنها از راههای خاصی مانند انقضای مدت، بذل مدت، فسخ در موارد قانونی یا فوت یکی از زوجین پایان مییابد. از همین رو، بسیاری از اشخاص به ویژه زنان، در مواردی که مدت عقد طولانی است یا شوهر حاضر به بذل مدت نیست، با این پرسش مواجه میشوند که چگونه میتوانند به این رابطه پایان دهند و آیا بدون رضایت مرد نیز راهکار قانونی برای خروج از عقد وجود دارد یا خیر.
در کنار این موضوع، نکاح موقت دارای ارکان و احکام ویژهای نیز هست که شناخت آنها برای درک صحیح آثار و شیوه انحلال این عقد ضروری است. دو رکن اساسی این نوع نکاح، تعیین مدت و تعیین مهریه است و فقدان هر یک از این دو، موجب بطلان عقد خواهد بود؛ چنانکه مطابق ماده ۱۰۹۵ قانون مدنی، عدم تعیین مهر در نکاح منقطع سبب بطلان آن است. افزون بر این، هرچند در نکاح موقت اصل بر عدم استحقاق نفقه زوجه مگر در صورت شرط و نیز عدم توارث میان زوجین است، فرزندان حاصل از آن از تمام حقوق قانونی از جمله نسب، نفقه و ارث برخوردارند. در این مقاله، با تکیه بر مقررات قانون مدنی و اصول و قواعد حاکم بر دعاوی خانواده، راههای قانونی پایان دادن به نکاح موقت و آثار حقوقی آن بهصورت دقیق و کاربردی بررسی میشود.
آیا ادعای صیغه میتواند رابطه نامشروع را توجیه کند؟

راه های انحلال و پایان یافتن عقد نکاح موقت
بر اساس قانون مدنی و قواعد فقهی، ازدواج موقت ممکن است به یکی از راههای زیر منحل گردد:
۱. انقضای مدت
با پایان یافتن مدت تعیینشده در عقد (خواه کوتاه باشد مانند چند روز، یا طولانی مانند چند سال)، رابطه زوجیت به طور قهری منحل میگردد و نیازی به اقدام خاصی، اعم از اجرای صیغه طلاق یا مراجعه به دادگاه، از سوی طرفین وجود ندارد. پس از انقضای مدت، زوجین نسبت به هم بیگانه محسوب میشوند.
۲. بذل مدت از سوی مرد
شوهر میتواند پیش از انقضای مدت، با اراده خود باقیمانده مدت را به زن ببخشد (بذل مدت) و عقد را خاتمه دهد. این اختیار به طور اصولی اختصاص به مرد دارد.
۳. فسخ نکاح به علت عیوب طرفین
در صورت وجود عیوب خاص در زن یا مرد که به موجب قانون حق فسخ نکاح را برای طرف مقابل ایجاد میکند، عقد قابل فسخ است. عیوب مرد در مواد ۱۱۲۲ و ۱۱۲۵ قانون مدنی ذکر شده است و اثبات این عیوب مستلزم طرح دعوای فسخ نکاح در دادگاه خانواده و جلب نظر پزشکی قانونی است. این عیوب عبارتند از:
- خصاء.
- عنن (به شرط اینکه ولو یکبار عمل زناشویی را انجام نداده باشد، حتی اگر بعد از عقد حادث شود).
- مقطوع بودن آلت تناسلی به اندازهای که قادر به عمل زناشویی نباشد.
- جنون (خواه مستمر و خواه ادواری، به شرطی که استقرار یابد، چه قبل از عقد و چه بعد از عقد رخ دهد).
عیوب زن نیز که برای مرد حق فسخ ایجاد میکند، مطابق ماده ۱۱۲۳ قانون مدنی عبارت است از:
- قرن
- جذام
- برص
- افضاء
- زمینگیری
- نابینایی از هر دو چشم
بنابراین در نکاح موقت نیز هرگاه یکی از عیوب قانونی موجود باشد و شرایط اعمال حق فسخ فراهم گردد، طرف ذیحق میتواند از دادگاه درخواست احراز و ترتیب اثر نسبت به فسخ نکاح را بنماید.
۴. فوت یکی از زوجین
با مرگ هر یک از زن یا مرد در اثناء مدت، عقد موقت خود به خود منفسخ و رابطه زوجیت خاتمه مییابد.
ازدواج موقت و صیغه مرد بدون اجازه زن
راهکارهای قانونی زوجه جهت پایان دادن به عقد موقت بدون رضایت شوهر
از آنجا که نهاد طلاق در عقد موقت راه ندارد (ماده ۱۱۳۹ قانون مدنی) و حق بذل مدت نیز ماهیتاً در اختیار مرد است، زوجه در شرایط عادی نمیتواند یکطرفه به عقد پایان دهد. با این حال، سه راهکار حقوقی برای زوجه وجود دارد:
الف) وکالت در بذل مدت (شرط ضمن عقد)
همانند وکالت در طلاق، مرد میتواند در زمان انعقاد عقد موقت یا پس از آن، به زوجه وکالت رسمی و بلاعزل جهت بذل تمام یا قسمتی از مدت باقیمانده را تفویض کند. در این صورت، زوجه میتواند به نمایندگی از زوج، باقیمانده مدت را به خود بذل نموده و رابطه را پایان دهد.
ب) اثبات عسر و حرج و الزام شوهر به بذل مدت از طریق دادگاه
بسیاری از بانوان گمان میکنند در صورت طولانی بودن مدت صیغه (مثلاً ۹۹ ساله) و عدم رضایت شوهر، مجبورند تا پایان مدت صبر کنند. اما این تصور اشتباه است.
- قاعده الحاکم ولی الممتنع: چنانچه ادامه زندگی مشترک موقت برای زوجه همراه با مشقت شدید و غیرقابل تحمل (عسر و حرج) باشد، زوجه میتواند با تقدیم دادخواست به دادگاه خانواده، تقاضای «الزام زوج به بذل مدت» را مطرح کند.
- هرچند قانون مدنی صراحتاً عسر و حرج را در باب نکاح دائم (ماده ۱۱۳۰ ق.م) ذکر کرده، اما رویه قضایی حاکم و دکترین حقوقی با استناد به عموم قواعد فقهی نظیر «لاضرر و لا ضرار فی الاسلام» و «نفی عسر و حرج» و قاعده ملازمه، عسر و حرج را در نکاح موقت نیز مجری میدانند.
- دادگاه پس از احراز عسر و حرج (مانند ترک انفاق در صورت شرط شدن، سوءرفتار شدید، بلاتکلیف رها کردن زوجه برای مدت طولانی و…)، مرد را ملزم به بذل مدت میکند. در صورت امتناع و مقاومت مرد، حاکم (قاضی دادگاه) به ولایت و نیابت از ممتنع، باقیمانده مدت را بذل و دستور ثبت آن را در دفاتر رسمی صادر مینماید.
ج) اعمال حق فسخ به دلیل عیوب قانونی
همانگونه که ذکر شد، در صورت اثبات عیوب مصرح در قانون، زوجه بدون نیاز به رضایت زوج میتواند عقد را فسخ کند.
مراحل قانونی و قضایی پایان دادن به نکاح موقت از سوی زن
هرچند عنوان «طلاق به درخواست زن» اصطلاحاً مختص عقد دائم است، اما معادل عملی آن در عقد موقت، دادخواست «الزام زوج به بذل مدت» است. مراحل و راههای اقدام زوجه در این خصوص به شرح زیر است:
۱. ثبت دادخواست عسر و حرج: زوجه باید با مراجعه به دفاتر خدمات الکترونیک قضایی، دادخواست الزام زوج به بذل مدت به علت عسر و حرج را ثبت و به دادگاه خانواده تقدیم کند.
۲. ارائه ادله اثباتی: زوجه باید اسناد و مدارک عسر و حرج خود را (مانند احکام قطعی ضرب و جرح، کراهت و تنفر شدید خود در صورتی که به حد عسر و حرج و عدم امکان تحمل ادامه رابطه برسد، پروندههای نفقه در صورت شرط شدن، شهادت شهود مبنی بر رها شدن زوجه، یا گواهی اعتیاد شدید زوج) به دادگاه ارائه دهد.
۳. ارجاع به داوری: دادگاه جهت صلح و سازش پرونده را به واحد داوری یا مراکز مشاوره خانواده ارجاع میدهد.
۴. صدور حکم و اجرای آن: در صورت احراز عسر و حرج و عدم تمایل یا حضور زوج جهت بذل مدت، قاضی دادگاه مستند به قاعده «الحاکم ولی الممتنع»، شخصاً به نمایندگی از زوج اقدام به بذل باقیمانده مدت نموده و نماینده دادگاه جهت ثبت رسمی این واقعه به دفترخانه اسناد رسمی طلاق و ازدواج معرفی میشود تا واقعه ثبت گردد.
ثبت رسمی نکاح موقت و آثار حقوقی آن
بر اساس ماده ۲۱ قانون حمایت خانواده مصوب ۱۳۹۱، ثبت نکاح موقت در اصل الزامی نیست، اما در برخی موارد قانونگذار ثبت آن را ضروری دانسته است. مطابق این ماده، در صورتی که زوجه باردار شود، یا طرفین بر ثبت ازدواج توافق کنند، یا ثبت آن به عنوان شرط ضمن عقد مقرر شده باشد، مرد مکلف است نکاح موقت را در دفاتر رسمی ازدواج ثبت نماید. در غیر این موارد، هرچند ثبت ازدواج موقت الزامی نیست، اما انجام آن از نظر حقوقی و اثباتی اهمیت قابل توجهی دارد.
ثبت رسمی نکاح موقت موجب ایجاد سند رسمی برای اثبات رابطه زوجیت میشود و در بسیاری از اختلافات احتمالی بعدی از جمله مطالبه مهریه، اثبات نسب فرزند، مطالبه حقوق مالی و جلوگیری از انکار رابطه زوجیت نقش مهمی ایفا میکند. با این حال، باید توجه داشت که ثبت یا عدم ثبت نکاح موقت تأثیری در اصل اعتبار عقد یا شیوههای قانونی پایان یافتن آن ندارد؛ به این معنا که انحلال نکاح موقت همچنان از طریق انقضای مدت، بذل مدت از سوی زوج، فسخ در موارد قانونی یا فوت یکی از زوجین تحقق مییابد، خواه این ازدواج به ثبت رسمی رسیده باشد یا خیر. ثبت صرفاً جنبه اثباتی و انتظامی دارد و در ماهیت عقد و طرق انحلال آن تغییری ایجاد نمیکند.
شرایط و مراحل پایان دادن به نکاح موقت به درخواست مرد
در عقد موقت، مرد نیازی به طی کردن مراحل طولانی طلاق (مانند ثبت دادخواست گواهی عدم امکان سازش، داوری و پرداخت حقوق مالی زوجه پیش از اجرای طلاق) ندارد. بذل مدت ماهیتاً یک ایقاع است و با اراده یکجانبه زوج واقع میشود؛ اما در مواردی که نکاح موقت به ثبت رسمی رسیده باشد یا ثبت پایان آن برای آثار بعدی لازم باشد، ثبت رسمی بذل مدت نیز از حیث اثباتی و اجرایی اهمیت دارد. پس از بذل مدت، زوج مکلف است مهریه زوجه را به طور کامل پرداخت کند (اگر نزدیکی واقع شده باشد تمام مهر و اگر پیش از نزدیکی باشد نصف مهر). همچنین در صورت ثبت رسمی ازدواج موقت، واقعه بذل مدت نیز باید در دفاتر رسمی ثبت گردد.
عده در نکاح موقت واثر حقوقی آن
پس از پایان یافتن نکاح موقت (خواه به جهت انقضای مدت، بذل مدت یا فسخ)، زوجه ملزم به نگاه داشتن عده است. بر اساس ماده ۱۱۵۲ قانون مدنی:
- عده فسخ نکاح، بذل مدت و انقضای آن در مورد زن غیرباردار که به اقتضای سن عادت زنانگی میبیند، دو طهر (پاکیزگی) است، مگر اینکه زن با اقتضای سن، عادت زنانگی نبیند که در این صورت عده او ۴۵ روز است.
- عده زن باردار در نکاح موقت، تا زمان وضع حمل (سقط یا تولد جنین) است.
- عده وفات شوهر در نکاح موقت، همانند نکاح دائم، چهار ماه و ده روز است (ماده ۱۱۵۴ قانون مدنی)، مگر اینکه زن باردار باشد که عده وفات او تا موقع وضع حمل است، مشروط بر اینکه فاصله بین فوت شوهر و وضع حمل از چهار ماه و ده روز بیشتر باشد؛ و الا مدت عده همان چهار ماه و ده روز خواهد بود.
در مدت عده، زن حق ازدواج با مرد دیگری را ندارد و انعقاد نکاح جدید در ایام عده، در مواردی میتواند موجب بطلان عقد و حتی ایجاد حرمت ابدی شود. از این رو، رعایت عده در نکاح موقت صرفاً یک حکم شرعی نیست، بلکه اثر حقوقی مستقیم در اعتبار نکاح بعدی دارد.
وضعیت حقوقی فرزندان حاصل از نکاح موقت
فرزند حاصل از نکاح موقت، از نظر حقوقی فرزند مشروع و قانونی محسوب میشود و از حیث نسب، ارث، نفقه، حضانت و سایر حقوق، هیچ تفاوتی با فرزند حاصل از نکاح دائم ندارد. مطابق قواعد کلی نسب در حقوق ایران، هرگاه طفلی در زمان وجود رابطه زوجیت متولد شود، اصل بر انتساب او به زوجین است. بر اساس ماده ۱۱۵۸ قانون مدنی، طفلی که در زمان زوجیت متولد شود ملحق به شوهر است، مشروط بر اینکه از تاریخ نزدیکی تا زمان تولد کمتر از شش ماه و بیش از ده ماه نگذشته باشد. این قاعده در نکاح موقت نیز جاری است و موقت بودن عقد، تأثیری در مشروعیت نسب طفل ندارد.
از حیث تکالیف مالی نیز، پدر مکلف به تأمین نفقه فرزند است. مطابق ماده ۱۱۹۹ قانون مدنی، نفقه اولاد بر عهده پدر است و در صورت فوت یا عدم توانایی او، این تکلیف به اجداد پدری منتقل میشود. بنابراین، فرزند حاصل از نکاح موقت همانند سایر فرزندان از حق مطالبه نفقه برخوردار است و پدر نمیتواند به استناد موقت بودن ازدواج از انجام این تکلیف قانونی شانه خالی کند. همچنین از نظر ارث، طفل از پدر، مادر و خویشان آنان ارث میبرد و رابطه نسبی او با والدین به طور کامل مورد شناسایی قانون قرار گرفته است؛ هرچند میان زن و شوهر در نکاح موقت اصل بر عدم توارث است.
از نظر هویت و ثبت ولادت نیز، فرزند حاصل از نکاح موقت از تمام حقوق قانونی برخوردار است. ثبت تولد و صدور شناسنامه برای چنین طفلی تابع قواعد عمومی ثبت احوال و اثبات نسب است و در صورت اختلاف یا انکار پدر، امکان طرح دعوای اثبات نسب در دادگاه وجود دارد. در چنین دعاوی، دادگاه میتواند از ادله مختلف از جمله اقرار، شهادت، امارات قضایی و در موارد لازم آزمایشهای علمی مانند آزمایش ژنتیک (DNA) برای احراز رابطه نسبی استفاده کند. بنابراین، موقت بودن رابطه زوجیت هیچگونه خللی در حقوق قانونی طفل ایجاد نمیکند و انکار حقوق او به استناد نوع عقد، فاقد مبنای قانونی است.
وضعیت مهریه در پایان نکاح موقت
در نکاح موقت، مهریه رکن اساسی عقد است و مطابق ماده ۱۰۹۵ قانون مدنی، عدم تعیین مهر موجب بطلان نکاح منقطع میشود؛ بنابراین ذکر مهر شرط صحت عقد است. به محض وقوع عقد صحیح، زوجه مالک مهر میشود و این مالکیت، اصلًا منوط به وقوع نزدیکی نیست؛ هرچند میزان استحقاق نهایی در برخی فروض وابسته به تحقق رابطه زناشویی است. در صورتی که مدت نکاح به پایان برسد یا پس از وقوع نزدیکی از سوی زوج بذل شود، تمام مهر به زن تعلق میگیرد. اما اگر مرد پیش از نزدیکی، باقیمانده مدت را بذل کند، مطابق ماده ۱۰۹۷ قانون مدنی، زن مستحق نصف مهر خواهد بود.
همچنین در فرض فسخ نکاح موقت، وضعیت مهر تابع قواعد عمومی فسخ در نکاح است؛ بدین معنا که اگر فسخ قبل از نزدیکی واقع شود، اصل بر عدم استحقاق مهر است مگر در مورد خاص «عنن» که زن مستحق نصف مهر خواهد بود (با توجه به ملاک ماده ۱۱۰۱ قانون مدنی). در مقابل، اگر فسخ پس از نزدیکی باشد، تمام مهر به زوجه تعلق میگیرد. افزون بر این، فوت زن در اثنای مدت موجب سقوط مهر نمیشود و مهر به عنوان یک حق مالی در زمره دیون متوفی محسوب شده و به وراث او منتقل میشود. بنابراین، پایان عقد موقت از طریق انقضای مدت، بذل مدت، فسخ یا فوت، لزوماً به معنای سقوط حق زوجه نسبت به مهریه نیست و در هر مورد باید اثر حقوقی آن بر اساس زمان و نحوه انحلال عقد به طور دقیق بررسی شود.
نکات مهم جدا شدن و پایان دادن به عقد موقت
- ماهیت و ارکان عقد: ازدواج موقت یا صیغه نکاح زن و مرد برای مدت معلوم و با مهریه مشخص بوده که با پایان مدت، رابطه زوجیت از بین میرود. ارکان اساسی آن تعیین مهر و مشخص نمودن مدت عقد میباشد. در صورتی که در عقد موقت مهریه تعیین نشود، موجب بطلان صریح عقد است و در صورتی که مدت نکاح موقت تعیین نشود، با توجه به فقدان یکی از ویژگیهای اساسی نکاح منقطع، عقد از وصف موقت بودن خارج میشود و در فقه و حقوق، ممکن است بر نکاح دائم حمل گردد؛ هرچند تبیین دقیق این موضوع وابسته به مفاد انشاء و قصد مشترک طرفین است.
- شرایط عمومی صحت: از آنجا که تعیین مدت و مهر جزء شرایط اختصاصی هستند، سایر شرایط عمومی صحت برای این نکاح همانند نکاح دائم است؛ از جمله اهلیت طرفین، قصد و رضای طرفین، بالغ بودن، مجرد بودن زن، عدم وجود موانع نکاح و جاری نمودن صیغه محرمیت.
- آثار و تفاوتها: تفاوت دیگر در آثار است؛ نفقه و ارثبری میان زوجین وجود ندارد، اما طرفین میتوانند شرط نفقه را در عقد لحاظ کنند که در این صورت پرداخت آن بر مرد واجب میشود.
- عدم وجود طلاق: در رابطه با راه پایان صیغه و عقد موقت باید گفت طلاق در عقد موقت وجود ندارد. موارد پایان یافتن یا انحلال عقد موقت شامل انقضای مدت، بذل مدت، فوت یکی از زوجین و نیز فسخ نکاح در موارد قانونی از جمله برخی عیوب مانند جنون است.
- اثبات عیوب و حق فسخ: اثبات عیوبی که حق فسخ به زن میدهد (مانند عنن یا جنون شوهر) مستلزم طرح دعوا در دادگاه خانواده و تایید پزشکی قانونی است.
- آثار رابطه جنسی و بکارت: زایل شدن بکارت یا داشتن رابطه زناشویی، هیچ الزامی برای دوام عقد یا تبدیل آن به ازدواج دائم ایجاد نمیکند و زن تحت هیچ شرایطی به اجبار نمیتواند در نکاح باقی بماند.
- تقاضای الزام به بذل مدت: اگر مدت صیغه طولانی است و حق بذل مدت ندارید، زن حق دارد از دادگاه تقاضای بذل مدت به علت عسر و حرج کند. دادگاه بر اساس قاعده حقوقی «الحاکم ولی الممتنع» به نیابت از زوج ممتنع، حکم به پایان صیغه موقت صادر میکند. بهرهگیری از دانش و تجربیات یک وکیل متخصص طلاق و دعاوی خانواده در این مسیر بسیار راهگشاست.
نکته مهم: اگر مدت صیغه و ازدواج موقت طولانی است و نمیتوانید صبر کنید تا پایان یابد و حق بذل مدت هم به شما داده نشده، نگران نباشید! عملا قانونا(مطابق مقررات کلی)، زن حق دارد از دادگاه تقاضای بذل مدت و حکم به پایان صیغه موقت ازدواج را از دادگاه به ولایت و نیابت از ممتنع بر اساس قاعده حقوقی (( الحاکم ولی ممتنع))، بخواهد. در این مسیر بهره گیری از دانش و تجربیات یک وکیل متخصص طلاق و دعاوی خانواده، بسیار راهگشاست.
راههای طلاق به درخواست زن و مراحل آن
سوال: چطور می شود بدون رضایت شوهر به عقد موقت پایان داد؟
سوال: یکی از آشنایان دختری هست 23 ساله که حدود پنج ماه قبل با پسری صیغه ی دوساله خوندن صیغه به صورت محضری نبوده ولی روحانی صیغه نامه مهر و امضا کرده و به هر دو طرف داده ایشون دو ماهی هست که درگیر هستن واسه جدا شدن و اصطلاحا پایان دادن به عقد موقت و صیغه ولی شخص مقابل زیر بار نمیره ایشون صیغه نامه رو پاره کردن.راه حل قانونی واسه این مشکل هست؟متاسفانه مشکل دیگه هم هست و اونم اینکه ایشون بخاطر دعوایی که داشتن بکارتشون آسیب دیده ولی نه به طور کامل و پزشکی که معاینه کرده گفته اگه شکایت کنن مجبور هستن عقد کنن.
پاسخ وکیل: پاره کردن برگه صیغه نامه توسط زوجه هیچ اثر حقوقی در انحلال عقد ندارد و زوجیت شرعی و قانونی همچنان برقرار است. راه حل قانونی این است که زوجه دادخواست «الزام زوج به بذل مدت باقیمانده به دلیل عسر و حرج» را از طریق دادگاه خانواده پیگیری کند. از جهت بکارت، چون رابطه در قالب عقد صحیح شرعی و قانونی (ولو ثبتنشده) رخ داده، هیچ جرم یا رابطه نامشروعی رخ نداده است. تصور اینکه چون بکارت زایل شده زوجه مجبور به عقد دائم با زوج میشود کاملاً اشتباه است. در حقوق و قوانین ایران هیچ اجباری برای نکاح دائم وجود ندارد. اگر خانم اصرار به جدایی دارد باید دادخواست الزام به بذل مدت بدهد؛ دادگاه در صورت احراز عسر و حرج یا رضایت مرد، واقعه بذل را ثبت و در صورت مقاومت مرد، خود حکم به ثبت و انحلال صادر مینماید. همچنین زوجه اصولاً مستحق دریافت مهریه مقرر در عقد است؛ با این حال اگر بذل مدت پیش از وقوع نزدیکی انجام شود، مطابق ماده ۱۰۹۷ قانون مدنی زن تنها مستحق نصف مهر خواهد بود.

چگونه در ازدواج موقت از همسرم جدا شوم؟
سوال: سلام عذرخواهی میکنم برای جدا شدن در ازدواج موقت اگر مرد راضی به جدایی نباشد چیکار باید کرد آیا اگر از طریق دادگاه اقدام کنم قاضی به من حکم جدایی رو میده یا نه باید حتما مرد راضی باشه.
پاسخ وکیل: این پرسش از حساسترین مسائل عملی نکاح موقت است. باید توجه داشت اصولاً اختیار بذل مدت با مرد است و دادگاه به صرف تمایل یا بیعلاقگی زوجه، حکم به جدایی صادر نمیکند. با این حال زوجه در صورت عدم رضایت مرد میتواند در سه حالت از دادگاه حکم جدایی بگیرد:
۱. اثبات عیوب قانونی شوهر طبق مواد ۱۱۲۲ و ۱۱۲۵ قانون مدنی.
۲. جنون شوهر که مانع ادامه زندگی مشترک باشد.
۳. اثبات عسر و حرج (آزار جسمی یا روانی، سوءرفتار شدید، رها کردن زوجه بدون نفقه در صورت شرط شدن نفقه).
هرچند قانون مدنی عسر و حرج را صراحتاً برای عقد دائم نوشته است، اما رویه قضایی محاکم خانواده با استفاده از قواعد فقهی «لاضرر» و «لا حرج»، در صورت اثبات مشقت غیرقابل تحمل زوجه در عقد موقت، زوج را ملزم به بذل مدت میکنند و در صورت استنکاف، قاضی به ولایت از ممتنع عقد را منحل میسازد. بنابراین امکان صدور حکم جدایی وجود دارد اما منوط به اثبات دقیق دلایل عسر و حرج در دادگاه است.
تشخیص وضعیت بقاء عقد موقت یا پایان آن!
سوال: 20 ساله با همسرم صیغه جاری کردیم آیا او میتواند بدون اجازه من هر موقع بخواهد منزل را ترک کند من وکالت دادم ولی مهریه را پرداخت کردم کامل به شرطی که صیغه دائم بشود ولی هم مهریه گرفت هم رفت. در صورتی که مهریه را برگرداند بازم همسر من حساب میشود یا نه در صورتی که صیغه در محضر خوانده شده من هم مدت را نبخشم باز میتواند سر زندگی برنگردد یا همسر من حساب نمیشود ؟
پاسخ وکیل: اولاً در عقد موقت، زوجه ملزم به تمکین به معنای خاص عقد دائم (حضور مستمر در منزل زوج) نیست مگر اینکه در ضمن عقد به عنوان شرط توافق شده باشد. از آنجا که در عقد موقت نفقه قانونی وجود ندارد، ضمانت اجرای عدم تمکین (مانند اسقاط نفقه یا دادخواست الزام به تمکین) در عمل کارایی و فشار قانونی بر زوجه ایجاد نمیکند. ثانیاً مهریه به محض وقوع عقد ملک زوجه میشود و پرداخت آن تحت شرایطی چون «به شرط دائم کردن صیغه» جنبه تعهد اخلاقی یا قرارداد خصوصی دارد اما پس گرفتن یا پس دادن مهریه تاثیری در بقای زوجیت ندارد. تا زمانی که مدت صیغه (که در اینجا ذکر شده ۲۰ سال) به پایان نرسیده یا شما مدت را به ایشان بذل نکردهاید، ایشان قانوناً و شرعاً همسر شما محسوب میشود، حتی اگر مهریه را بازگرداند یا در منزل شما سکونت نداشته باشد. اگر پاسخ سوالات خود را به طور کامل دریافت نکرده اید توصیه می شود حضوراً به یک وکیل طلاق و دعاوی خانواده مراجعه نمایید.

اطلاع از شرایط و مراحل طلاق به درخواست مرد یا زوج
مستندات قانونی – راه پایان صیغه و جدا شدن در عقد موقت
ماده ۱۰۷۵ قانون مدنی: نکاح وقتی منقطع است که برای مدت معینی واقع شده باشد.
ماده ۱۰۷۶ قانون مدنی: مدت نکاح منقطع باید کاملاً معین شود.
ماده ۱۰۷۷ قانون مدنی: در نکاح منقطع احکام راجع به وراثت زن و به مهر او همان است که در باب ارث و در فصل آتی مقرر شده است.
ماده ۱۰۷۸ قانون مدنی: هر چیزی را که مالیت داشته و قابل تملک نیز باشد میتوان مهر قرار داد.
ماده ۱۰۹۵ قانون مدنی: در نکاح منقطع عدم مهر در عقد موجب بطلان است.
ماده ۱۰۹۶ قانون مدنی: در نکاح منقطع موت زن در اثناء مدت موجب سقوط مهر نمیشود و همچنین است اگر شوهر تا آخر مدت با او نزدیکی نکند.
ماده ۱۰۹۷ قانون مدنی: در نکاح منقطع هرگاه شوهر قبل از نزدیکی تمام مدت نکاح را ببخشد باید نصف مهر را بدهد.
ماده ۱۰۹۸ قانون مدنی: در صورتی که عقد نکاح اعم از دائم یا منقطع باطل بوده و نزدیکی واقع نشده زن حق مهر ندارد و اگر مهر را گرفته شوهر میتواند آن را استرداد نماید.
ماده ۱۱۱۳ قانون مدنی: در عقد انقطاع زن حق نفقه ندارد مگر اینکه شرط شده یا آنکه عقد مبنی بر آن جاری شده باشد.
ماده ۱۱۲۰ قانون مدنی: عقد نکاح به فسخ یا به طلاق یا به بذل مدت در عقد انقطاع منحل میشود.
ماده ۱۱۲۲ قانون مدنی: عیوب زیر در مرد موجب حق فسخ برای زن خواهد بود: ۱) خصاء ۲) عنن به شرط اینکه ولو یکبار عمل زناشویی را انجام نداده باشد ۳) مقطوع بودن آلت تناسلی به اندازهای که قادر به عمل زناشویی نباشد.
ماده ۱۱۲۵ قانون مدنی: جنون و عنن در مرد هرگاه بعد از عقد هم حادث شود موجب حق فسخ برای زن خواهد بود.
ماده ۱۱۳۹ قانون مدنی: طلاق مخصوص عقد دائم است و زن منقطعه به انقضاء مدت یا بذل آن از طرف شوهر از زوجیت خارج میشود.
ماده ۱۱۵۲ قانون مدنی: عده فسخ نکاح و بذل مدت و انقضاء آن در مورد زن غیرباردار که به اقتضای سن عادت زنانگی میبیند دو طهر است مگر اینکه زن با اقتضای سن عادت زنانگی نبیند که در این صورت ۴۵ روز است.
ماده ۲۱ قانون حمایت خانواده (مصوب ۱۳۹۱): نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران در جهت محوریت و استواری روابط خانوادگی، از ازدواج دائم حمایت میکند. نکاح موقت نیز تابع قوانین شرعی و مقررات قانون مدنی است و ثبت آن در موارد زیر الزامی است: ۱ـ بارداری زوجه ۲ـ توافق طرفین ۳ـ شرط ضمن عقد.
راه های تماس و مشاوره با وکیل متخصص دعاوی خانواده – 88019243
سوالات متداول درباره راهکار جدا شدن و پایان صیغه موقت
آیا برای پایان دادن به صیغه موقت باید به دادگاه مراجعه کرد؟
خیر، در اغلب موارد نیازی به مراجعه به دادگاه نیست. اگر مرد تصمیم به پایان دادن به عقد موقت قبل از پایان مدت داشته باشد، میتواند با بذل مدت، باقیمانده زمان عقد را به زن ببخشد و عقد خاتمه پیدا کند. همچنین اگر مدت تعیینشده در عقد به پایان برسد، صیغه موقت به صورت خودکار منقضی میشود. تنها در صورت بروز اختلاف یا نیاز به اثبات حقوق مالی و سایر مسائل حقوقی، مراجعه به دادگاه ممکن است ضروری باشد.
اگر زن با پایان دادن صیغه موقت موافق نباشد، آیا مرد همچنان میتواند عقد را تمام کند؟
بله. مطابق مقررات حقوقی و فقهی، در عقد موقت، مرد میتواند با بذل مدت، باقیمانده مدت عقد را ببخشد و عقد را خاتمه دهد و این اقدام نیازمند رضایت زن نیست. البته این موضوع تأثیری بر حقوق مالی زن، مانند مهریهای که طبق قانون به او تعلق گرفته است، نخواهد داشت.
بعد از پایان صیغه موقت، آیا زن باید عده نگه دارد؟
بله، در بیشتر موارد زن پس از پایان عقد موقت موظف به رعایت عده است. مدت عده با توجه به شرایط زن، از جمله داشتن یا نداشتن عادت ماهانه یا باردار بودن، متفاوت خواهد بود. رعایت عده از احکام قانونی و شرعی است و پیش از ازدواج مجدد باید به آن توجه شود.
آیا پایان صیغه موقت باید جایی ثبت شود؟
اگر عقد موقت به صورت رسمی ثبت شده باشد یا قانون در شرایط خاص ثبت آن را الزامی بداند، ثبت پایان عقد نیز میتواند اهمیت حقوقی داشته باشد. اما در بسیاری از عقدهای موقت که ثبت رسمی نشدهاند، پایان عقد با انقضای مدت یا بذل مدت تحقق پیدا میکند و الزام قانونی برای ثبت آن وجود ندارد؛ مگر اینکه برای اثبات حقوق یا جلوگیری از اختلافات بعدی، ثبت آن ضروری باشد.
آیا پس از پایان صیغه موقت، زن میتواند مهریه خود را مطالبه کند؟
بله، پایان یافتن عقد موقت مانع مطالبه مهریه نیست. اگر مهریه در عقد تعیین شده باشد، زن مطابق قانون حق مطالبه آن را دارد. حتی اگر عقد به دلیل بذل مدت از سوی مرد پایان یابد، اصل حق مطالبه مهریه در حدود مقررات قانونی و شرایط عقد همچنان محفوظ خواهد بود.

8 پاسخ
این ها همه از کم کاری روحیانیون ناشی میشه. صیغه رو تو جامعه باب میکنن . مرد آزاده زن رو ول کنه ولی به زن یاد نمیدن قبل از صیغه وکالت در بخشش مدت بگیر. یا از صیغه نامه ات کپی برابر اصل بگیر. همین عامل فساد میشه. ما داشتیم دختره صیغه ۵ ساله کرده بود. تو دو سال اول خانواده پسره نخواستن و پسره رفت ازدواج کرد و سه سال از مدت دختره مونده بود و اونم رفت تو اون مدت دوست پسر های مختلف عوض کرد تا مدت صیغه رد شد. یعنی از مقدمه حلال به حرام رسید.
مردها ذاتا میخوان زن ها براشون مجانی هلاک بشن. احساس بزرگی میکنن. این وظیفه بزرگ تر هاست که دختران رو از خطرها حفظ کنن. که متاسفانه وظیفه خودشون نمیدونن.
سلام- بله من با پاراگراف اول فرمایش شما کاملا موافقم و این سوء استفاده، کاملا رایج و فراگیره؛ ولی بخش دوم فرمایش شما رو نمیشه به همه مرد ها و به ذات جنس مرد تعمیم داد!
سلام عرض ادب
برای جدا شدن بعداز صیغه دائم در محضر
(در صورتی که در شناسنامه طرفین ثبت نشده باشد)
احتیاج به رأی دادگاه دارد یا با بذل کردن مدت باقیمانده از طرف مرد این صیغه منحل میگردد ؟
سلام- عقد دائم که مدت ندارد که زوج بتواند با بذل آن به ازدواج پایان بدهد!!! اگر هر دو هماهنگ هستید میتوانید در حضور دو شاهد صیغه شرعی طلاق را جاری کنید. و در صورت عدم هماهنگی بعتر است از دادگاه اول اثبات نکاح و بعد طلاق را بخواهید.
سپاس از مطالب مفیدی که ارائه کردید
سلام ،ممنون از توجه شما- خوشحالم و به خود میبالیم از مخاطبان سایت دفتر وکالت دادگران
سلام در زمان خواندن صیغه فراموش کردیم مدت زمان صیغه رو تعیین کنیم الان حکم چیه و کی صیغه باطل میشه
سلام از نظر حقوقی و قانونی این عقد باطل است و رابطه شما نامشروع یا شبه محسوب میشود اما بعد شرعی آن را از یک فرد آگاه شرعی بپرسید.