تعداد بازدید: 1916
فروش آپارتمان مشاع در صورت مخالفت یک شریک- دادگران حامی

مخالفت شریک برای فروش آپارتمان و ملک مشترک!

در بسیاری از اختلافات ملکی، یکی از شرکا قصد فروش آپارتمان یا تعیین تکلیف وضعیت ملک را دارد، اما شریک دیگر با فروش همراهی نمی‌کند. این وضعیت معمولاً در املاک موروثی، آپارتمان‌های خریداری شده به‌صورت مشترک، یا املاکی که چند مالک مشاعی دارند دیده می‌شود. پرسش اصلی این است که آیا مخالفت شریک برای فروش آپارتمان می‌تواند مانع دائمی فروش شود یا قانون برای پایان دادن به این وضعیت راهکار مشخصی پیش‌بینی کرده است.

پاسخ کوتاه این است که صرف مخالفت یک شریک، همیشه بن‌بست حقوقی ایجاد نمی‌کند. باید ابتدا روشن شود که ملک از نظر حقوقی در چه وضعیتی قرار دارد، آیا قابل افراز است یا نه، آیا موضوع مربوط به ترکه و ارث است یا نه، و آیا یکی از شرکا به‌طور انحصاری ملک را در تصرف دارد یا خیر. هر یک از این وضعیت‌ها راه‌حل قانونی خاص خود را دارد.

فروش آپارتمان مشاع در صورت مخالفت یک شریک- دادگران حامی

مفهوم مالکیت مشاع و تاثیر مخالفت شریک با فروش

برای درک صحیح اختلاف، باید ابتدا مفهوم مالکیت مشاع روشن شود. مطابق ماده ۵۷۱ قانون مدنی، شرکت عبارت است از اجتماع حقوق مالکین متعدد در شیء واحد به نحو اشاعه. به بیان ساده، وقتی چند نفر در تمام اجزای یک مال سهیم باشند، مالکیت آنان مشاعی است. در چنین حالتی، هیچ‌یک از شرکا مالک بخش معین و جداگانه‌ای از ملک نیست، بلکه هر شریک در جزء جزء مال، به نسبت سهم خود حق دارد.

به همین علت، استفاده، تصرف مادی، انتقال منافع، اجاره دادن یا هر نوع تصمیم عملی درباره کل ملک، در بسیاری از موارد نیازمند رعایت حقوق سایر شرکاست. ماده ۵۸۱ قانون مدنی بیان می‌کند که تصرفات هر یک از شرکا در صورتی که بدون اذن یا خارج از حدود اذن باشد فضولی است و تابع مقررات معاملات فضولی خواهد بود. همچنین بر اساس ماده ۵۸۲ قانون مدنی، شریکی که بدون اذن یا خارج از حدود اذن در مال مشترک تصرف کند ضامن است.

بنابراین، وقتی میان شرکا اختلاف ایجاد می‌شود، مخالفت شریک ملک برای فروش فقط یک اختلاف اخلاقی یا خانوادگی نیست، بلکه ریشه در ساختار حقوقی مالکیت مشاع دارد و قانون برای خروج از این وضعیت، راهکارهایی پیش‌بینی کرده است.

انتقال ملک مشاع

در خصوص انتقال ملک مشاع، باید میان فروش سهم مشاع و فروش کل ملک تفاوت گذاشت. مطابق ماده ۵۸۳ قانون مدنی، هر یک از شرکا می‌تواند سهم خود را جزئاً یا کلاً به شخص ثالث منتقل کند. پس اگر شریک بخواهد فقط سهم مشاع خود را منتقل کند، اصولاً نیازی به رضایت شریک دیگر ندارد.

اما مشکل اصلی جایی است که یکی از شرکا می‌خواهد کل آپارتمان فروخته شود، زیرا فروش تمام ملک معمولاً مستلزم همکاری همه مالکان است. در همین نقطه است که موضوع مخالفت شریک برای فروش آپارتمان به یک مسئله جدی تبدیل می‌شود. شریک مخالف ممکن است در تنظیم مبایعه‌نامه، تحویل ملک، حضور در دفترخانه، تخلیه، یا حتی تعیین تکلیف نحوه بهره‌برداری از ملک همکاری نکند.

در نظام حقوقی ایران، بقا و استمرار اشاعه بر اشخاص تحمیل نمی‌شود، مگر در موارد استثنایی. ماده ۵۸۹ قانون مدنی مقرر می‌کند که هر شریک‌المال می‌تواند هر وقت بخواهد تقاضای تقسیم مال مشترک را بنماید، مگر در مواردی که تقسیم به موجب قانون ممنوع باشد یا شرکا به وجه ملزمی ملتزم بر عدم تقسیم شده باشند.

همچنین ماده ۵۹۱ قانون مدنی بیان می‌کند هرگاه تمام شرکا به تقسیم مال مشترک راضی باشند، تقسیم به نحوی که تراضی کنند انجام می‌شود و در صورت عدم توافق، حاکم اجبار به تقسیم می‌کند؛ مشروط بر اینکه تقسیم مشتمل بر ضرر نباشد. پس قاعده کلی این است که شریک مخالف نمی‌تواند همیشه و در هر شرایطی وضعیت اشاعه را ادامه دهد، بلکه در صورت وجود شرایط قانونی، می‌توان او را از طریق سازوکارهای رسمی به تعیین تکلیف ملک وادار کرد. در این وضعیت، اگر ملک قابل افراز باشد، راه افراز مطرح می‌شود و اگر قابل افراز نباشد، راهکار دستور فروش قابل پیگیری است.

راهکارهای ممکن برای فروش آپارتمان مشاع

در صورت مخالفت یکی از شرکا، فروش آپارتمان شریکی به روش‌های زیر ممکن است:

الف. توافق شرکا برای فروش یا اجاره بخشی از ملک

در ابتدا، ممکن است شرکا بتوانند با مذاکره و توافق، راه‌حلی برای فروش یا اجاره بخشی از ملک پیدا کنند که رضایت تمامی شرکا را جلب کند. برای مثال، اگر یکی از شرکا در خصوص بخشی از ملک تمایل به فروش داشته باشد، ممکن است بتوان توافق کرد که ملک به صورت مشاع به فروش برسد. و یا اینکه اگر پنج شریک حاضر به فروش باشند و شریک ششم پای معامله نیاید، توافق تمامی شرکا (ملاک اکثریت) می‌تواند راه‌حلی برای حل این مشکل باشد. در این حالت، امکان جلب رضایت شریک مخالف از طریق خرید سهم او توسط سایر شرکا وجود دارد. برای این کار، شرکا می‌توانند از نظر مالی توافق کنند که شریک مخالف سهم خود را به سایر شرکا منتقل کند.

ب. افراز ملک مشاع

در صورت مخالفت شریک با فروش، اولین راهکار این است که بررسی شود آیا ملک اصولاً قابل افراز هست یا نه. افراز به معنی جدا کردن سهم هر شریک از حالت اشاعه است، به‌گونه‌ای که سهم هر کس به‌طور مستقل مشخص شود. در صورتی که ملک قابل افراز باشد، شریک متقاضی می‌تواند سهم مفروز خود را جدا کند و دیگر نیازی به ادامه شراکت یا فروش اجباری کل ملک نخواهد داشت.

بر اساس ماده ۱ قانون افراز و فروش املاک مشاع، افراز املاکی که جریان ثبتی آنها خاتمه یافته، در صلاحیت واحد ثبتی محل وقوع ملک است. بنابراین در بسیاری از موارد، پیش از هر اقدام قضایی برای فروش، باید وضعیت ثبتی ملک و امکان افراز آن بررسی شود.

اگر اداره ثبت یا مرجع صالح اعلام کند که ملک قابل افراز است، مسیر اصلی، تقسیم و جداسازی سهم خواهد بود، نه فروش اجباری کل آپارتمان. به همین دلیل، در پرونده‌هایی که موضوع آن مخالفت شریک برای فروش آپارتمان است، تشخیص قابل افراز بودن یا نبودن ملک نقطه آغاز تحلیل حقوقی به شمار می‌آید.

ج. دستور فروش ملک مشاع

در بسیاری از آپارتمان‌ها، به‌ویژه واحدهای مسکونی کوچک یا املاکی که جداسازی فیزیکی آنها ممکن نیست، افراز عملی یا قانونی امکان‌پذیر نیست. در این فرض، راهکار اصلی دستور فروش است. مطابق ماده ۴ قانون افراز و فروش املاک مشاع، ملکی که به موجب تصمیم قطعی غیرقابل افراز تشخیص شود، با تقاضای هر یک از شرکا به دستور دادگاه فروخته می‌شود.

این نکته بسیار مهم است که مخالفت شریک برای فروش آپارتمان، در فرضی که ملک غیرقابل افراز تشخیص شده باشد، مانع همیشگی فروش نیست. هر شریک می‌تواند پس از قطعیت تصمیم مربوط به غیرقابل افراز بودن ملک، از دادگاه درخواست دستور فروش کند. سپس مطابق ماده ۹ آیین‌نامه قانون افراز و فروش املاک مشاع، واحد اجرای احکام، ملک را طبق مقررات قانون اجرای احکام مدنی از طریق مزایده به فروش می‌رساند. در نتیجه، اگر شریک دیگر حاضر به همکاری در فروش نباشد، قانون با سازوکار دستور فروش این بن‌بست را می‌شکند و وضعیت ملک را از حالت معلق خارج می‌کند.

تصرف انحصاری یکی از شرکا در ملک مشاع

در برخی پرونده‌ها، اختلاف فقط بر سر فروش نیست، بلکه یکی از شرکا عملاً ملک را به‌طور کامل در اختیار گرفته و شریک دیگر را از انتفاع یا تصرف محروم کرده است. در این فرض، بسته به اوضاع پرونده، دعوای خلع ید مشاعی نیز می‌تواند مطرح شود.

مطابق ماده ۴۳ قانون اجرای احکام مدنی، در مواردی که حکم خلع ید علیه متصرف ملک مشاع به نفع مالک قسمتی از ملک مشاع صادر شده باشد، از تمام ملک خلع ید می‌شود، ولی تصرف محکوم‌له در ملک خلع ید شده، مشمول مقررات املاک مشاعی است. اثر مهم این ماده آن است که اجرای حکم نسبت به تمام ملک انجام می‌شود، اما پس از اجرا نیز رابطه حقوقی شرکا تابع قواعد مال مشاع باقی می‌ماند.

پس اگر شریک مخالف، علاوه بر مخالفت با فروش، ملک را به‌طور انحصاری در اختیار گرفته باشد، همیشه نباید فقط به دعوای فروش فکر کرد. در مواردی ممکن است پیش از تعیین تکلیف فروش، یا همزمان با آن، رسیدگی به وضعیت تصرف نیز ضرورت پیدا کند.

وضعیت املاک موروثی

یکی از اشتباه‌های رایج در پرونده‌های املاک موروثی این است که اختلاف میان وراث با اختلاف میان شرکای عادی یکسان فرض می‌شود. در حالی که اگر ملک جزء ترکه باشد، گاهی باید از مسیر تقسیم ترکه وارد شد، نه صرفاً از مسیر افراز عادی.

مطابق مواد ۳۰۰ تا ۳۱۷ قانون امور حسبی، هر یک از ورثه می‌تواند درخواست تقسیم سهم خود را از دادگاه بخواهد. در این میان ماده ۳۱۳ اهمیت زیادی دارد. بر اساس این ماده، اگر تمام ورثه و اشخاصی که در ترکه شرکت دارند حاضر و رشید باشند، می‌توانند به هر نحوی که بخواهند ترکه را میان خود تقسیم کنند؛ اما اگر میان آنها محجور یا غایب باشد، تقسیم ترکه باید به توسط نمایندگان آنان در دادگاه انجام شود.

همچنین ماده ۳۱۷ قانون امور حسبی مقرر می‌کند اگر مالی، اعم از منقول یا غیرمنقول، قابل تقسیم و تعدیل نباشد، ممکن است فروخته شده و بهای آن تقسیم شود. فروش در اصل به ترتیب عادی انجام می‌شود، مگر اینکه یکی از ورثه فروش از طریق مزایده را درخواست کند.

بنابراین در املاک موروثی، مخالفت شریک برای فروش آپارتمان ممکن است در واقع مخالفت یکی از ورثه با تقسیم ترکه باشد. در چنین وضعی، عنوان دعوا، مرجع صالح و حتی شیوه فروش می‌تواند با ملک مشاع عادی تفاوت پیدا کند. به موجب رأی وحدت رویه شماره ۷۱۹ مورخ ۱۳۹۰/۰۲/۲۰ تقسیم ترکه در صورت نبود تراضی میان ورثه، امری قضایی است و باید در دادگاه انجام شود، حتی اگر ترکه منحصر به یک یا چند مال غیرمنقول باشد. بنابراین صرف خاتمه یافتن جریان ثبتی ملک، سبب نمی‌شود که صرفا اداره ثبت برای تقسیم ترکه صالح شناخته شود.

اهمیت مراجعه به وکیل در دعاوی فروش آپارتمان مشترک

مخالفت شریک برای فروش آپارتمان همیشه به معنای بسته بودن راه قانونی نیست. در مالکیت مشاع، هیچ شریکی نمی‌تواند به‌طور نامحدود دیگران را در وضعیت بلاتکلیف نگه دارد، مشروط بر آنکه مسیر حقوقی درست انتخاب شود. اگر ملک قابل افراز باشد، باید از راه افراز اقدام کرد. اگر غیرقابل افراز باشد، دستور فروش راهکار اصلی است. اگر ملک موروثی باشد، ممکن است تقسیم ترکه و مقررات قانون امور حسبی حاکم شود. همچنین اگر یکی از شرکا ملک را به‌طور انحصاری در تصرف داشته باشد، خلع ید مشاعی نیز می‌تواند مطرح شود. در نتیجه، برای حل اختلاف ناشی از مخالفت شریک ملک برای فروش، ابتدا باید ماهیت دقیق رابطه حقوقی شرکا شناسایی شود و سپس مناسب‌ترین ابزار قانونی انتخاب گردد. هر اندازه این تشخیص دقیق‌تر باشد، رسیدن به نتیجه نیز سریع‌تر و کم‌هزینه‌تر خواهد بود.

پرونده‌های مربوط به مخالفت شریک ملک برای فروش از آن دسته دعاوی هستند که ظاهر ساده، اما پیچیدگی عملی فراوان دارند. تشخیص مرجع صالح، انتخاب عنوان درست خواسته، بررسی وضعیت ثبتی ملک، تشخیص موروثی بودن یا نبودن ملک، بررسی وجود محجور یا غایب، نحوه تنظیم دادخواست و پیگیری اجرای فروش، همگی در نتیجه نهایی اثر مستقیم دارند. به همین دلیل، بهره‌گیری از وکیل در این نوع اختلافات فقط برای تنظیم اوراق قضایی نیست، بلکه برای انتخاب دعوا و اقدام صحیح حقوقی اهمیت دارد.

سوال مخاطب سایت برای مخالفت شریک با فروش آپارتمان مشترک

سوال: سلام سوال من درمورد فروش آپارتمان شریکی با مخالفت یک شریک است. قصد فروش آپارتمان شریکی رو داریم اگر از ۶ مالک این آپارتمان مشاع ، ۵ شریک حاضر به فروش باشند ولی ششمی پای معامله نیاید و مخالفت یک شریک کار را برهم بزند آیا با شکایت از او می توان ملک را فروخت؟ البته نه از راه مزایده دادگاه ، و از یک راه کوتاه مدت. در واقع سوال این است که اگر یکی از شرکا با فروش آپارتمان شریکی مخالفت کند آیا باز هم می شود آن را فروخت؟

پاسخ وکیل: اگر یکی از شرکای ملک مشاع با فروش کل آپارتمان مخالفت کند، ۵ شریک دیگر نمی‌توانند صرفاً با طرح شکایت، او را مجبور به امضای مبایعه‌نامه عادی یا حضور در معامله خصوصی کنند. در ملک مشاع، فروش تمام ملک اصولاً نیازمند رضایت همه مالکان است. بنابراین اگر حتی یک شریک پای معامله نیاید، فروش عادی کل آپارتمان به همان شکل معمول انجام‌پذیر نیست.

البته این به آن معنا نیست که هیچ راهی وجود ندارد. از نظر حقوقی، هر شریک می‌تواند سهم مشاع خود را مستقلاً به دیگری منتقل کند، اما فروش کل آپارتمان بدون رضایت شریک مخالف، فقط از مسیر قانونی تعیین تکلیف ملک ممکن است. اگر ملک قابل افراز باشد، هر شریک می‌تواند افراز سهم خود را بخواهد. اگر ملک غیرقابل افراز باشد، هر یک از شرکا می‌تواند پس از طی تشریفات قانونی، دستور فروش ملک را از دادگاه بگیرد. در این حالت فروش از طریق اجرای احکام و مطابق مقررات قانونی انجام می‌شود، نه از طریق معامله عادی و کوتاه‌مدت.

بنابراین چنانچه یکی از شرکا با فروش آپارتمان شریکی مخالفت کند، فروش عادی کل ملک بدون رضایت او ممکن نیست و کوتاه‌ترین راه عملی، جلب رضایت شریک مخالف یا خرید سهم او از سوی سایر شرکا یا شخص ثالث است. اما در صورت عدم توافق، راه‌حل نهایی معمولاً همان مسیر قانونی افراز یا دستور فروش است و نمی‌توان او را صرفاً با یک شکایت، وادار به شرکت در معامله خصوصی کرد.

دیدگاه و کامنت خود را بنویسید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای دریافت مشاوره حقوقی یا اخذ وکیل، در ساعات اداری با دفتر تماس بگیرید. خارج از ساعات کاری، فرم زیر را تکمیل کنید و شرح مختصری از موضوع خود بنویسید. درخواست شما بررسی می‌شود و در صورت نیاز، با شما تماس خواهیم گرفت.

"(این بخش الزامی است)" فیلدهای الزامی را نشان می دهد

درخواست مشاوره فوری با وکیل
WhatsApp Support