تشخیص دعاوی حقوقی از آن جهت اهمیت دارد که مشخص میکند به کدام دادگاه باید مراجعه کنید(دادگاه حقوقی، دادگاه و دادسرای کیفری) و نیز اینکه شخصی که با او برای مدیریت دعوای حقوقی خود مشورت مینمایید لزوما باید یک وکیل متخصص دعاوی حقوقی با تجربه و دانش آکادمیک در این زمینه باشد.
دعاوی حقوقی به دعاوی و اموری گفته می شود که در صلاحیت رسیدگی دادگاه حقوقی است. در دادگاه حقوقی به ماهیت امر مورد ترافع، صرف نظر از جرم بودن یا نبودن آن رسیدگی می شود و هدف قاضی فصل خصومت و رفع تنازع و صدورحکم به نفع خواهان یا رد دعوای وی است. دادرسی حقوقی تشریفات و آیین مخصوصی دارد که در قانون آیین دادرسی مدنی به ان پرداخته شده است.انواع مراجع و محاکم حقوقی عبارتند از : دادگاه عمومی (حقوقی)، دادگاه خانواده، شورای حل اختلاف و….. .
در این مطلب هدف بیان اجمالی و اشاره به لیست دعاوی حقوقی است؛ البته به طور مختصرتعریف دعاوی حقوقی، قراردادی و ملکی پس از ذکر عنوان نیز در لیست مورد اشاره آمده است. نکته دیگر اینکه نباید پنداشت دعاوی حقوقی محصور و منحصر به عناوین مشخصی هستند. به عبارت دیگر دعاوی حقوقی برخلاف دعاوی کیفری قابل احسان نیستند و هر امر مباحی را که مسبوق به حقی است و در قانون با آن مخالفت نشده می توان در قالب یک دادخواست و دعوای حقوقی مطالبه نمود.

مفهوم دعاوی حقوقی و مدنی
دعاوی حقوقی و مدنی زمانی مطرح میشوند که بین افراد بر سر یک حق یا تعهد، اختلافی به وجود بیاید و طرفین نتوانند از طریق مذاکره به اختلاف پایان دهند و یکی از طرفین برای رسیدن به حق خود، به دادگاه مراجعه کند. این اختلاف میتواند درباره موضوعاتی مثل مالکیت، قرارداد، مطالبه وجه، خسارت یا انجام یک تعهد باشد. در واقع، وقتی فردی معتقد است حق او نادیده گرفته شده یا از بین رفته است، میتواند از طریق قانونی برای احقاق حق خود اقدام کند. رسیدگی به این اختلافات نیز بر اساس قوانین و مقررات و با بررسی دلایل و مدارک طرفین و با رعایت تشریفات آیین دادرسی انجام میشود.
دعاوی مدنی بخش گستردهای از اختلافات میان اشخاص را شامل میشوند و موضوع آنها همیشه یکسان نیست. گاهی اختلاف بر سر یک ملک یا مال است و گاهی به قراردادی مربوط میشود که یکی از طرفین به تعهدات خود عمل نکرده است. در چنین شرایطی، فردی که ادعایی دارد باید بتواند آن را با مدارک و دلایل قابل قبول ثابت کند و طرف مقابل نیز حق دارد از خود دفاع کند. به همین دلیل، آشنایی با موضوع دعوا و قوانین مرتبط با آن، نقش مهمی در انتخاب مسیر درست برای پیگیری حقوق افراد دارد.
طرح یک دعوای حقوقی فقط به مراجعه به دادگاه و بیان یک ادعا محدود نمیشود، بلکه مراحل و تشریفات خاص خود را دارد. انتخاب مرجع صالح، تنظیم درست دادخواست، مشخص کردن خواسته و ارائه مدارک مناسب از جمله مواردی است که باید مورد توجه قرار گیرد. همچنین نوع دعوا میتواند بر روند رسیدگی و مدارک مورد نیاز تأثیر بگذارد. بنابراین، شناخت انواع دعاوی حقوقی و مدنی میتواند به افراد کمک کند تا با آگاهی بیشتری برای حل اختلاف و پیگیری حقوق قانونی خود اقدام کنند.
انواع دعاوی حقوقی و مدنی
دعاوی حقوقی و مدنی را میتوان از جنبههای مختلفی دستهبندی کرد. یکی از مهمترین این تقسیمبندیها، تفکیک دعاوی به مالی و غیرمالی است. در دعوای مالی، نتیجهای که خواهان به دنبال آن است، مستقیماً دارای ارزش اقتصادی است؛ اما در دعوای غیرمالی، موضوع اصلی دعوا لزوماً قابل تقویم به پول نیست. این تقسیمبندی از این جهت اهمیت دارد که ممکن است در نحوه طرح دعوا، هزینه دادرسی و روند رسیدگی تأثیر داشته باشد.
از نظر موضوع مال مورد اختلاف نیز دعاوی به منقول و غیرمنقول تقسیم میشوند. دعوای منقول مربوط به اموالی است که جابهجایی آنها بدون آسیب دیدن یا تغییر ماهیتشان امکانپذیر است، در حالی که دعوای غیرمنقول به اموالی مربوط میشود که نمیتوان آنها را از محلی به محل دیگر منتقل کرد یا انتقال آنها موجب آسیب یا تغییر اساسی در مال میشود. از سوی دیگر، دعاوی از نظر شیوه رسیدگی نیز به ترافعی و غیرترافعی تقسیم میشوند؛ در دعاوی ترافعی، معمولاً میان دو یا چند طرف اختلاف وجود دارد و دادگاه باید به ادعا و دفاع طرفین رسیدگی کند، اما در امور غیرترافعی الزاماً چنین اختلافی میان طرفین وجود ندارد.
البته تقسیمبندی دعاوی تنها به این موارد محدود نمیشود و معیارهای دیگری نیز برای شناخت آنها وجود دارد. برای مثال، دعاوی را میتوان از نظر اصلی و طاری، تقابلی و متقابل یا از جهت نحوه طرح و رسیدگی نیز دستهبندی کرد. هر یک از این تقسیمبندیها، کاربرد خاص خود را دارد و میتواند در تعیین نحوه اقدام قانونی، مرجع صالح و روند رسیدگی مؤثر باشد. به همین دلیل، شناخت این دستهبندیها فقط یک بحث تئوری نیست و در عمل میتواند به فرد کمک کند تا ماهیت دعوای خود را بهتر بشناسد و مسیر مناسبتری برای پیگیری آن انتخاب کند.
ضرورت مراجعه و مشاوره با وکیل در دعاوی حقوقی
پیگیری یک دعوای حقوقی ممکن است در نگاه اول ساده به نظر برسد، اما در عمل با قوانین، اصطلاحات و تشریفات خاصی همراه است. گاهی یک اشتباه در تنظیم دادخواست، انتخاب خواسته یا استناد به مدارک میتواند روند رسیدگی را با مشکل مواجه کند و حتی گاهی پر گویی و توضیح اضافه در بیان و توصیف یک دعوا و مسئله حقوقی میتواند دست و پای شما را در جلسه رسیدگی ببندد. وکیل با توجه به تجربه و آشنایی با مقررات، میتواند شرایط پرونده را بررسی کرده و مناسبترن مسیر را برای طرح . به جریان انداختن آن پیشنهاد دهد. به همین دلیل، مراجعه به وکیل در بسیاری از دعاوی میتواند از بروز اشتباهات و هزینههای اضافی جلوگیری کند.
یکی دیگر از دلایل اهمیت حضور وکیل، پیچیدگی برخی پروندههای حقوقی و تعدد قوانین مرتبط با آنهاست. تشخیص اینکه چه دعوایی باید مطرح شود، در کدام مرجع رسیدگی میشود و چه مدارکی برای اثبات آن لازم است، همیشه برای افراد عادی آسان نیست. وکیل میتواند با بررسی اسناد و شرایط پرونده، نقاط قوت و ضعف آن را مشخص کرده و دفاع یا اقدام حقوقی متناسبی ترتیب دهد. این موضوع بهخصوص در پروندههایی که ارزش مالی یا اهمیت حقوقی بالایی دارند، حساس تر است.
از طرف دیگر، پیگیری پرونده در دادگاه معمولاً با جلسات رسیدگی، تنظیم لوایح، ارائه مدارک و رعایت مهلتهای قانونی همراه است؛ مسائلی که ممکن است برای فردی که تجربه حقوقی ندارد، گیجکننده و زمانبر باشد. وکیل میتواند بخش قابل توجهی از این امور را پیگیری و مدیریت کرده و دفاعیات لازم را در زمان مناسب ارائه دهد. در نتیجه، موکل، هم در جریان روند پرونده قرار میگیرد و هم احتمال از دست رفتن فرصتهای مهم قانونی به دلیل بیاطلاعی یا تأخیر کمتر میشود.
البته مراجعه به وکیل به این معنا نیست که نتیجه یک پرونده از قبل مشخص خواهد بود، بلکه حضور وکیل میتواند به طی شدن درست مراحل قانونی و دفاع بهتر از حقوق فرد کمک کند. وکیل در طول رسیدگی، اقدامات لازم را در چارچوب قانون انجام میدهد و در صورت نیاز، دفاعیات و مستندات مناسب را به دادگاه ارائه میکند. از طرفی، آگاهی از روند پرونده باعث میشود فرد با دید روشنتری درباره حقوق و موقعیت قانونی خود تصمیم بگیرد. بنابراین، دریافت مشاوره از یک وکیل باتجربه و متخصص دعاوی حقوقی، ملکی و قراردادی میتواند پیش از طرح دعوا و حتی در طول رسیدگی، تصمیمگیری را آسانتر و آگاهانهتر کند.
مصادیق دعاوی و موضوعات حقوقی
دعاوی حقوقی و مدنی طیف گستردهای از اختلافاتی را شامل میشوند که ممکن است در روابط روزمره افراد، قراردادها، مسائل مالی، اموال و حتی روابط خانوادگی به وجود بیایند. هر کدام از این دعاوی شرایط و مقررات خاص خود را دارند و نحوه پیگیری آنها نیز با توجه به موضوع پرونده متفاوت است. به همین دلیل، شناخت مصادیق دعاوی حقوقی میتواند به افراد کمک کند تا در زمان بروز اختلاف، بهتر بدانند با چه نوع مسئلهای روبهرو هستند و از چه مسیر قانونی باید آن را پیگیری کنند.
در میان دعاوی حقوقی، برخی پروندهها بیشتر از سایر موارد در مراجع قضایی مطرح میشوند و بخش قابل توجهی از اختلافات میان اشخاص را تشکیل میدهند. این دعاوی ممکن است مربوط به مسائل مالی، قراردادها، اموال، تعهدات، خانواده یا سایر حقوق قانونی افراد باشند. البته صرف شباهت ظاهری دو پرونده به این معنا نیست که نحوه رسیدگی به آنها یکسان باشد؛ چرا که جزئیات هر پرونده، مدارک موجود و نوع حقی که مورد ادعا قرار گرفته، میتواند مسیر قانونی متفاوتی ایجاد کند.
در ادامه، مهمترین مصادیق دعاوی حقوقی و مدنی را نام برده و تعریف مختصری از آن ارائه مینماییم تا با موضوعاتی که معمولاً زمینه طرح دعوا را ایجاد میکنند، آشنایی بیشتری پیدا کنید. آشنایی با این موارد علاوه بر اینکه درک بهتری از انواع اختلافات حقوقی به شما میدهد، کمک میکند در صورت مواجه شدن با یک مسئله حقوقی، موضوع را دقیقتر شناسایی کنید. با این حال، تشخیص عنوان و مسیر درست یک دعوا در هر پرونده به شرایط و مدارک همان پرونده بستگی دارد.
دعوی الزام به تنظیم سند رسمی ملک غیر منقول:
هرگاه پس از وقوع معامله،فروشنده بنا به هر دلیلی اقدام به تنظیم سند رسمی نسبت به خریدار ننماید،خریدار می تواند با تقدیم دادخواست الزام به تنظیم سند رسمی، الزام فروشنده را به تنظیم سند رسمی از دادگاه بخواهد.
دعوی ابطال سند مالکیت:
در مواردی که سند مطابق قانون تنظیم نشده است یا معامله ای که سند حاکی از آن است باطل بوده یا در مواردی که کسی که سند علیه وی ابراز شده نسبت به آن ادعای جعل نموده و دادگاه حکم به ابطال سند داده باشد، میتوان ابطال سند مالکیت را از دادگاه درخواست نمود.
دعوی مطالبه ثمن:
مطابق قانون اگر مشتری ثمن معامله را در مهلت مقرر در قرارداد تادیه نکند، بایع حق خواهد داشت یا معامله را فسخ کند یا الزام مشتری را به تادیه ثمن بخواهد. عنوان متداول و رایج این شکایت و به عبارت دیگر عنوان این خواسته در دادخواست، مطالبه ثمن است.
دعوی مطالبه وجه مستند به سند عادی:
برای شکایت مطالبه وجه با سند عادی ابتدا باید دانست که، سند عادی نوشته ای است که مردم بین خود تنظیم میکنند و باید قابلیت این را داشته باشد که برای اثبات حق در دادگاه مورد استناد قرار گیرد مانند:رسید پرداخت وجه،فیش واریزی، فاکتور فروش و ….شخص دارنده سند عادی می تواند پرداخت وجه آن را از دادگاه مطالبه کند.
دعوی مطالبه وجه مستند به چک و سفته:
وجود چک و سفته در دست دارنده، دلیل مدیونیت صادرکننده آن می باشد، شخص دارنده چک و سفته می تواند در صورت ادعای عدم پرداخت وجه چک و سفته،پرداخت آنرا را از دادگاه مطالبه کند.
دعوی خلع ید:
مالک مال غیر منقول که ملک او مورد تصرف غیر قانونی قرار گرفته می تواندبا طرح این دعوی و با اثبات مالکیت خود و تصرف غیر قانونی متصرف، از دادگاه بخواهد از ادامه تصرف خوانده جلوگیری و ملک را از تصرف وی خارج و به وی تحویل دهد.
دعوی تصرف عدوانی حقوقی:
دعوایی است که متصرف سابق ملک علیه متصرف فعلی اقامه میکند و رفع تصرف عدوانی متصرف فعلی را میخواهد. در این دعوا نیازی به اثبات مالکیت نیست و صرف اثبات تصرف سابق و عدوانی بودن تصرف لاحق کافی است.
دعوی تخلیه:
هرگاه مدت قرارداد اجاره پایان یابد و مستاجر ملک را تخلیه نکند، موجر می تواند تخلیه عین مستاجره را از دادگاه بخواهد.
دعوی رفع مزاحمت:
دعوایی که بموجب آن متصرف مال غیرمنقول درخواست جلوگیری از مزاحمت کسی را دارد که نسبت به متصرفات او مزاحم است بدون اینکه مال را ازتصرف متصرف خارج کرده باشد.
دعوی رفع ممانعت از حق:
دعوای کسی که رفع ممانعت از حق ارتفاق یا انتفاع خود را در ملک دیگری بخواهد.
دعوی مطالبه اجور معوقه:
هرگاه بین موجر و مستاجر قرارداد اجاره منعقد شده و مستاجر اجاره بها را پراخت نکرده است، موجر می تواند درخواست مطالبه اجور معوقه بدهد و مستاجر را ملزم به پرداخت نماید.
دعوی مطالبه اجرت المثل:
هرگاه قرارداد اجاره بین طرفین موجود نباشد یا مهلت قرارداد منقضی شده باشد و تصرفات بدون اذن یا توافق مالک باشد، میتوان مطالبه اجرت المثل را از دادگاه درخواست نمود.
دعوی مطالبه خسارت تاخیر تادیه:
خسارت تاخیر تادیه، خسارتی است که از بابت تاخیر در تادیه دین از طرف داین به مدیون داده می شود و داین میتواند از طریق تقدیم دادخواست آن را مطالبه کند.
دعوی توقف و ورشکستگی:
هرگاه تاجر از تادیه دیون و مطالبات خود متوقف گردد می تواند دادخواست توقف و ورشکستگی بدهد، لازمه درخواست ورشکستگی، تاجر بودن و توقف در تادیه دیون است.
دعوی اعسار:
مطابق قانون، معسر کسی است که به دلیل نداشتن مالی به جز مستثنیات دین، قادر به تادیه دیون خود نباشد. اعسار دو گونه است: اعسار از پرداخت هزینه دادرسی و اعسار از پرداخت محکوم به. هرگاه کسی به دلیل نداشتن توانایی مالی از تادیه هزینه دادرسی و محکوم به اعلام ناتوانی کند، دادگاه به موضوع رسیدگی و در صورت اثبات عدم توانایی وی، حکم اعسار را صادر میکند.
دعوی افراز:
افراز فقط در اموال غیر منقول امکان پذیر است. هرگاه شرکای مال مشترک در صورت عدم تفاهم و وجود اختلافاتی نسبت به سهم یکدیگر بخواهند سهم هر یک از شرکا در ملک مشترک، مشخص شود میتوانند تقاضای افراز کنند.
دعوی استرداد اموال منقول:
هرگاه مال غیر منقولی بر حسب امانت به کسی سپرده شود و گیرنده از استرداد آن امتناع نماید، میتوان استرداد ان را از دادگاه درخواست کرد. ممکن است رد و بدل کردن مال بموجب امانت یا عاریه باشد یا منشا دیگری داشته باشد.
دعوی مطالبه وجه التزام مندرج در قرارداد:
وجه التزام، مبلغی است که طرفین عقد به عنوان خسارت ناشی از عدم ایفای تعهد یا تاخیر در ایفای تعهد، در قرارداد تعیین میکنند و به آن ملتزم هستند. اگر زمان اجرای قرارداد منقضی شود و یکی از طرفین از انجام تعهدات خودداری نماید، طرف دیگر می تواند وجه التزام قراردادی را از طریق دادگاه درخواست کند.
مطالبه خسارات دادرسی:
مطابق قانون، خواهان میتواند ضمن تقدیم دادخواست یا در اثنای دادرسی و یا بطور مستقل، جبران خسارات ناشی از دادرسی یا تاخیر در انجام تعهد یا عدم انجام آنرا که به علت تقصیر خوانده نسبت به اداء حق یا امتناع از آن به وی وارد شده یا خواهد شد، همچنین اجرت المثل را به لحاظ عدم تسلیم خواسته یا تاخیر تسلیم آن از باب اتلاف یا تسبیب از خوانده مطالبه نماید. خوانده نیز می تواند خساراتی که عمدا از طرف خواهان با علم به غیر محق بودن در دادرسی به او وارد شده از خواهان مطالبه نماید.
دعوی اثبات مالکیت:
دعوی اثبات مالکیت در مورد املاکی است که فاقد سند رسمی هستند و نسبت به مالکیت آنها اختلاف وجود دارد. مطابق ماده 22 قانون ثبت، اداره ثبت کسی را مالک میشناسد که ملک در دفتر املاک بنام او به ثبت رسیده است. بنابراین نسبت به ملکی که فاقد سند رسمی است و نسبت به مالکیت آن اختلاف وجود دارد می توان دعوی اثبات مالکیت مطرح نمود.
دعوی بطلان تقسیم مال مشاع:
تقسیم مال مشاع عبارت است از اینکه سهم هر یک از مالکین مال مشاع مشخص میگردد. مطابق قانون، اگر بعد از تقسیم معلوم شود که قسمت به غلط واقع شده است تقسیم باطل می شود. هریک از شرکا که از نحوه تقسیم ملک مشاع راضی نباشند می توانند تقاضای ابطال تقسیم کنند.
دعوی تعدیل و افزایش اجاره بهاء:
موجر یا مستاجر می تواند به استناد ترقی یا تنزل هزینه زندگی از دادگاه، تقاضای تجدیدنظر در میزان اجاره بها را بنماید، مشروط بر اینکه مدت اجاره منقضی شده و یا از تاریخ استفاده مستاجر از عین مستاجره سه سال گذشته باشد یا اگر قبلا در همین مورد حکم صادر شده باشد، سه سال از تاریخ صدور حکم گذشته باشد. در مورد افزایش اجاره بها، میتوان ضمن دادخواست تعدیل، افزایش اجاره بها را نیز درخواست نمود.
دعوی استرداد لاشه چک، سفته، برات:
دعوی استرداد چک یا سفته و برات، زمانی مطرح می شود که صادرکننده ادعا میکند وجه آنرا پرداخته است و یا بعنوان امانت یا ضمانت و .. در ید دارنده است ولی با وجود انجام تعهد و یا ابطال قراردادشان، از طرف مقابل یا دارنده مسترد ننموده است.
درخواست صلح و سازش:
بموجب قانون هر کس میتواند در مورد هر ادعایی از دادگاه نخستین بطور کتبی درخواست نماید که طرف او را برای سازش دعوت کند.
دعوی حکم فروش مال غیر منقول:
درخواستی است که شریک ملک مشاعی در صورت عدم توافق شریک یا شرکای دیگر جهت فروش ملک مشاع غیر قابل افراز به دادگاه ارائه میدهد.
دعوی تفکیک ملک:
تفکیک ملک عبارت است از تقسیم ملک به قطعات کوچکتر که در صلاحیت اداره ثبت اسناد و املاک محل وقوع ملک میباشد. ولی گاهی با وجود همه شرایط قانونی، اداره ثبت اسناد و املاک، نسبت به انجام تفکیک اقدام نمیکند و یا پس از گذشت دو ماه از تاریخ استعلام و عدم پاسخگویی شهرداری، نسبت به تفکیک ملک اقدام نمی نماید، در این صورت می توان دادخواست تفکیک ملک را به طرفیت اداره ثبت اسناد و املاک و شهرداری، به دادگاه حقوقی داد.
دعوی اعتراض به نظر کمیسیون ماده 12 قانون زمین شهری:
مرجع تجدیدنظر از آرای صادره از کمیسیون ماده 12، دادگاه عمومی محل وقوع زمین است و مهلت اعتراض آن از تاریخ امضای آن سه ماه است.
تماس با دادگران و دریافت وقت مشاوره با وکیل: 02188019244 – 02188019243
دعوی نصب قیم:
قیم شخصی است که در صورت نبودن ولی خاص (پدر و جد پدری و وصی منصوب از طرف یکی از آنان)، از سوی دادگاه برای سرپرستی و اداره محجورین، منصوب می شود. مطابق قانون برای این افراد قیم تعیین می شود: اطفالی که ولی خاص ندارند، مجانین و اشخاص غیر رشیدی که جنون یا عدم رشد آنها متصل به زمان صغر(کودکی)آنها بوده و ولی خاص نداشته باشند و مجانین و اشخاص غیر رشیدی که جنون یا عدم رشد آنها متصل به زمان صغر نباشد.
دعوی صدور حکم موت فرضی:
حکم موت فرضی در مورد کسی صادر می شود که مدت طولانی از غیبت او میگذرد و هیچ خبری از او در دسترس نیست و عرفا چنین شخصی زنده فرض نمی شود.
مهر و موم ترکه و درخواست تحریر ترکه:
وراث و نمایندگان قانونی آنها و وصی می توانند برای تعیین میزان و مقدار ترکه، از دادگاه تحریر ترکه را درخواست کند. مهر و موم ترکه اقدامی است که توسط دادگاه صورت میگیرد، تا ورثه از هرگونه استفاده و دخل و تصرف در ترکه ممنوع شوند و این امر به منظور حفظ و نگهداری از ترکه انجام میگیرد. کسانی که میتوانند تقاضای مهر و موم ترکه را بنمایند همان افراد فوق می باشند.
دعوی صدور حکم حجر:
دادستان موظف است در صورت اطلاع از وجود شخص محجور، تحقیقات لازم را معمول و پس از جلب نطر خبره و کارشناس در خصوص وضعیت دماغی محجور، مراتب را جهت صدور حکم حجر و نصب قیم به دادگاه اعلام کند.
دعوی گواهی رشد:
هرگاه کسی که محجور است از محجوریت خارج شود میتواند درخواست صدور گواهی رشد کند .مطابق قانون، خروج از قیمومت را ممکن است خود مولی علیه یا هر شخص ذینفع دیگری تقاضا کند، دادگاه تحقیقات لازم را بعمل آورده و سپس اقدام به صدور رای می نماید.
دعوی گواهی حصر وراثت:
درخواست گواهی حصر وراثت برای تعیین ورثه و تعیین سهم الارث هر یک از وراث صورت می گیرد.
دعوی الزام به ثبت واقعه طلاق:
ممکن است که مردی همسر خود را بدون طی تشریفات قانونی بصورت عادی طلاق دهد. در این مورد طلاق واقع شده ولی ثبت رسمی نشده است. در این صورت یکی از زوجین به طرفیت دیگری دادخواست میدهد و ثبت واقعه طلاق را از دادگاه تقاضا میکند. دادگاه دلایل و مدارک را بررسی میکند و اگر وقوع طلاق و صحت آن برای دادگاه محرز شد، حکم به الزام به ثبت رسمی طلاق صادر می شود. این حکم به یکی از دفاتر ازدواج و طلاق ارائه می شود تا پس از ثبت در سند طلاق، در شناسنامه زوجین نیز ثبت شود.
دعوی گواهی عدم سازش:
صدور گواهی عدم سازش قبل از وقوع طلاق صورت می گیرد و مقدمه وقوع طلاق می باشد. هر یک از زوجین می تواند در صورت وجود شرایط، درخواست صدور گواهی عدم سازش کند.
دعوی ازدواج مجدد:
هرگاه زوج بخواهد ازدواج مجدد کند، باید با اعلام دلایل آن به دادگاه درخواست تجویز ازدواج مجدد کند.

دعوی تمکین:
هرگاه زوج مدعی باشد که زوجه از ایفای وظایف قانونی خویش در مقابل زوج (تمکین) نمیکند، میتواند از طریق دادگاه الزام زوجه به تمکین را بخواهد.
دعوی استرداد جهیزیه:
زوجه می تواند هر زمان که بخواهد، جهیزیه خویش را مسترد نماید.اگر زوج از استرداد جهیزیه امتناع نماید، زوجه میتواند با ارائه لیست جهیزیه (سیاهه) و اثبات مالکیت خود، از دادگاه الزام زوج به استرداد جهیزیه را بخواهد.
دعوی مطالبه مهریه:
به مجرد عقد ازدواج، زن مالک مهریه می شود و هر زمان که بخواهد میتواند آنرا مطالبه کند.
دعوی مطالبه نفقه:
نفقه عبارت است از همه نیازهای متعارف و متناسب با وضعیت زن از قبیل مسکن، البسه، غذا،اثاث منزل، و هزینه های درمانی و بهداشتی و خادم در صورت عادت یا احتیاج، بواسطه نقصان یا مرض. مادامیکه عدم تمکین زوجه اثبات نشده است، مستحق نفقه خواهد بود و میتواند آنرا از دادگاه درخواست کند.
دعوی مطالبه اجرت المثل:
اجرت المثل به معنای پرداختن اجرت المثل کارهایی است که زن در منزل شوهر انجام داده در حالی که این اموراز وظایف شرعی او نبوده و برای این کار قصد تبرع نداشته باشد. در این صورت زوج باید اجرت المثل ایام زوجیت را به زوجه بپردازد.
دعوی حضانت:
یکی از موارد مربوط به دعوای حضانت، تعیین ساعات و روزهای ملاقات طفل برای آن والدی است که حق حضات ندارد. وی میتواند از طریق طرح دعوی، ساعات ملاقات را تعیین کند و در صورتی که یکی از طرفین بخواهد نسبت به عدم صلاحیت والدی که حق حضانت دارد دعوی سلب حضانت مطرح کند، نیز میتواند اقدام به طرح دعوی کند.
دعوی ورود ثالث:
هرگاه شخص ثالثی در موضوع دادرسی اصحاب دعوی اصلی برای خود مستقلا حقی قائل باشد یا خود را در محق شدن یکی از طرفین ذیحق بداند میتواند مادامیکه ختم دادرسی تمام نشده وارد دعوی شود.
دعوی جلب ثالث:
هریک از طرفین دعوا که جلب شخص ثالثی را لازم بداند میتواند تا پایان جلسه اول دادرسی جهات و دلایل خود را اظهار کرده و ظرف سه روز با تقدیم دادخواست از دادگاه درخواست جلب او را بنماید.
دعوی تقابل:
خوانده می تواند در مقابل ادعای خواهن اقامه دعوی نماید. این دعوا درصورتیکه با دعوی اصلی ناشی از یک منشا بوده یا ارتباط کامل داشته باشد، دعوای تقابل نامیده می شود.

پرسش های متداول درباره دعاوی حقوقی و انواع آن
۱. دعاوی حقوقی شامل چه مواردی میشود؟
دعاوی حقوقی شامل اختلافاتی است که افراد برای احقاق حقوق خود در مراجع قضایی مطرح میکنند. این دعاوی میتوانند در زمینههای مختلفی مانند امور ملکی، قراردادها، مطالبات مالی، تعهدات، خانواده، ارث و سایر حقوق مدنی مطرح شوند. نوع دعوا بر اساس موضوع اختلاف و حقی که فرد قصد پیگیری آن را دارد مشخص میشود.
۲. تفاوت دعاوی حقوقی و کیفری چیست؟
در دعاوی حقوقی، معمولاً هدف اصلی فرد، رسیدن به یک حق یا جبران خسارت است؛ اما در دعاوی کیفری، موضوع اصلی ارتکاب جرم و مسئولیت کیفری مرتکب است. به همین دلیل، نحوه طرح دعوا، مرجع رسیدگی و نتیجهای که از پرونده انتظار میرود در این دو نوع دعوا متفاوت است.
۳. دعاوی مالی و غیرمالی چه تفاوتی با یکدیگر دارند؟
دعوای مالی دعوایی است که موضوع آن مستقیماً دارای ارزش اقتصادی باشد، در حالی که در دعوای غیرمالی، موضوع اصلی الزاماً قابل تقویم به پول نیست. این تفاوت میتواند در مواردی مانند هزینه دادرسی، نحوه طرح دعوا و برخی تشریفات رسیدگی اهمیت داشته باشد.
۴. دعاوی ملکی شامل چه انواعی از دعاوی میشود؟
دعاوی ملکی به پروندههایی گفته میشود که موضوع آنها به مالکیت، تصرف، استفاده از ملک یا حقوق مربوط به املاک ارتباط دارد. از جمله مهمترین آنها میتوان به خلع ید، تصرف عدوانی، تخلیه، الزام به تنظیم سند رسمی، اثبات مالکیت، افراز و تفکیک ملک اشاره کرد. انتخاب عنوان صحیح دعوا به شرایط پرونده و مدارک موجود بستگی دارد.
۵. دعاوی قراردادی چیست و چه زمانی میتوان آن را مطرح کرد؟
هرگاه یکی از طرفین قرارداد به تعهدات خود عمل نکند یا درباره اجرای مفاد قرارداد اختلافی ایجاد شود، ممکن است امکان طرح دعوای قراردادی وجود داشته باشد. مطالبه وجه، الزام به انجام تعهد، مطالبه خسارت و وجه التزام از جمله موضوعاتی هستند که میتوانند منشأ اختلافات قراردادی باشند. برای انتخاب دعوای مناسب، ابتدا باید مفاد قرارداد و تعهدات طرفین بررسی شود.
۶. دعوای منقول و غیرمنقول چه تفاوتی دارد؟
دعاوی منقول و غیرمنقول بر اساس نوع مالی که موضوع دعواست از یکدیگر تفکیک میشوند. مال منقول مالی است که قابلیت جابهجایی دارد، در حالی که مال غیرمنقول مانند زمین و ساختمان بهگونهای است که انتقال آن از محلی به محل دیگر بدون آسیب یا تغییر اساسی امکانپذیر نیست. این تقسیمبندی در برخی موارد بر تعیین مرجع صالح برای رسیدگی نیز اثر میگذارد.
۷. دعوای ترافعی و غیرترافعی چیست؟
در دعوای ترافعی، میان اشخاص درباره یک حق یا موضوع حقوقی اختلاف وجود دارد و دادگاه باید با بررسی ادعا و دفاع طرفین، اختلاف را حلوفصل کند. در امور غیرترافعی، الزاماً اختلاف و خصومت میان دو طرف وجود ندارد و فرد ممکن است برای دریافت یک تصمیم یا اقدام قضایی به مرجع صالح مراجعه کند. بنابراین، تفاوت اصلی این دو در وجود یا نبود اختلاف و منازعه میان اشخاص است.
۸. برای طرح دعوای حقوقی چه مدارکی لازم است؟
مدارک مورد نیاز به نوع دعوا بستگی دارد و نمیتوان برای همه پروندههای حقوقی فهرست یکسانی ارائه کرد. قرارداد، سند مالکیت، رسید پرداخت، چک و سفته، مکاتبات، اظهارنامه و سایر اسناد مرتبط، بسته به موضوع پرونده میتوانند برای اثبات ادعا اهمیت داشته باشند. قبل از طرح دعوا بهتر است مدارک موجود از نظر ارتباط با خواسته و قابلیت استناد بررسی شوند.
۹. برای انتخاب عنوان صحیح دعوای حقوقی چه نکاتی باید بررسی شود؟
انتخاب عنوان دعوا باید بر اساس ماهیت واقعی اختلاف، خواسته فرد، رابطه حقوقی طرفین و مدارک موجود انجام شود. صرفاً شباهت یک پرونده به نمونههای مشابه، برای انتخاب عنوان دعوا کافی نیست؛ زیرا تفاوت در جزئیات میتواند باعث شود مسیر حقوقی متفاوتی لازم باشد. انتخاب نادرست عنوان یا خواسته نیز ممکن است روند رسیدگی را با مشکل مواجه کند.
۱۰. آیا برای همه دعاوی حقوقی مراجعه به وکیل ضروری است؟
الزام به داشتن وکیل برای همه دعاوی یکسان نیست و در برخی پروندهها فرد میتواند شخصاً اقدامات قانونی لازم را انجام دهد. با این حال، در دعاوی پیچیده، مالی با اهمیت بالا یا پروندههایی که تشخیص عنوان دعوا و نحوه دفاع در آنها دشوار است، مشورت با وکیل میتواند به شناخت بهتر مسیر پرونده و جلوگیری از اشتباهات حقوقی کمک کند.
جهت ارتباط با وکیل پایه یک دادگستری کلیک کنید – 88019243



