پایان قرارداد اجاره، همیشه به معنای پایان بیدردسر یک رابطه استیجاری نیست. گاهی با وجود تمام شدنِ مهلت اجاره، ملک همچنان در تصرف مستأجر باقی میماند و موجر در کشاکشِ نگرانیِ بازپسگیری ملک، گرفتارِ راهروهای دادگاه میشود. قانونگذار اما برای جلوگیری از این اطاله دادرسی و برای اینکه موجر، اسیرِ تشریفات زمان بر قضایی نشود، نهادی به نام «دستور تخلیه فوری» را پیشبینی کرده است. این ابزار حقوقی، اگرچه به ظاهر یک دستور ساده است، اما در واقع کلید طلایی موجر برای احیای سریع حق مالکانه اوست. در این نوشتار به بررسی مقررات، شرایط و تشریفات دستور تخلیه فوری و سریع ملک بدون درگیر شدن در روند طولانی دادرسی می پردازیم.
مراحل گرفتن حکم تخلیه از دادگاه

دستور تخلیه فوری چیست؟
دستور تخلیه فوری، تصمیمی است که در چهارچوب قانون و بدون طی همه تشریفات یک دعوای کامل حقوقی، برای تخلیه سریع عین مستأجره پس از انقضای مدت اجاره صادر میشود. مستند اصلی دستور تخلیه فوری، ماده ۳ قانون روابط موجر و مستأجر مصوب ۱۳۷۶ است که به موجب آن، پس از پایان مدت اجاره، چنانچه شرایط مقرر فراهم باشد، تخلیه عین مستأجره در اجاره با سند رسمی از طریق دوایر اجرای ثبت و در اجاره با سند عادی از طریق مرجع قضایی صالح انجام میگیرد.
ماهیت دستور تخلیه، ماهیتی شکلی، فوری و محدود به احراز شرایط ظاهری و قانونی است. به این معنا که مرجع صادرکننده در این مرحله اصولاً وارد رسیدگی تفصیلی به اختلافات ماهوی طرفین نمیشود، بلکه بررسی میکند آیا رابطه استیجاری بهطور متعارف و قانونی احراز میشود، آیا مدت اجاره منقضی شده است و آیا موجر از حیث سمت و مدارک، حق تقاضای تخلیه را دارد یا خیر. بنابراین، دستور تخلیه را باید راهکاری استثنایی برای موارد روشن و کماختلاف دانست، نه ابزاری برای حل همه اختلافات ناشی از اجاره.
این نکته نیز مهم است که دستور تخلیه فوری، ناظر به پایان تصرف مستأجر پس از انقضای مدت است، نه وسیلهای برای رسیدگی به دعاوی جانبی مانند مطالبه اجور معوقه، خسارت به عین مستأجره، مطالبه بدهی قبوض یا اختلاف درباره تفسیر شروط قرارداد. این مطالبات ممکن است همزمان یا متعاقباً مطرح شوند، اما ماهیت آنها از اصل دستور تخلیه جداست و بهتر است مستقلاً پیگیری شوند تا فوریت رسیدگی به تخلیه مخدوش نشود.
مبنای قانونی دستور تخلیه فوری
بنیاد اصلی دستور تخلیه فوری در حقوق ایران، قانون روابط موجر و مستأجر مصوب ۱۳۷۶ است. در این قانون، بهویژه در مواد ۲ و ۳، قانونگذار برای قراردادهای اجارهای که مشمول این قانون هستند، امکان تخلیه سریع پس از انقضای مدت را پیشبینی کرده است. مطابق ماده ۲، قراردادهای اجاره باید با قید مدت تنظیم شوند و مطابق ماده ۳، پس از پایان مدت، موجر حق مطالبه تخلیه را دارد. در اجارهنامههای عادی، صدور دستور تخلیه منوط به احراز شرایط قانونی مربوط به قرارداد است و در اسناد رسمی، موضوع از طریق اجرای ثبت تعقیب میشود.
در کنار این قانون، قانون شوراهای حل اختلاف مصوب ۱۴۰۲ نیز از حیث تعیین مرجع صالح اهمیت اساسی دارد. پیش از تصویب این قانون، رسیدگی به درخواستهای دستور تخلیه در شورای حل اختلاف انجام میشد، اما با استقرار دادگاه صلح، رسیدگی به این موضوع در ساختار جدید قضایی به دادگاه صلح منتقل شده است. بنابراین در وضعیت فعلی، در مواردی که اجارهنامه عادی است و موضوع در مسیر قضایی پیگیری میشود، مرجع صالح دادگاه صلح محل وقوع ملک است، نه شورای حل اختلاف به مفهوم سابق.
همچنین باید توجه داشت که قانون ساماندهی بازار زمین، مسکن و اجارهبها مصوب ۱۴۰۳ بهطور مستقیم ماده ۲ قانون روابط موجر و مستأجر ۱۳۷۶ را اصلاح کرده و به این ترتیب، شرایط تنظیم و استناد به قرارداد اجاره را نسبت به گذشته دقیقتر و رسمیتر کرده است. مطابق این اصلاح، در کلیه قراردادهای اجاره باید مدت، مبلغ اجاره و مبلغ قرضالحسنه تصریح شود و قرارداد در سامانههای مربوط ثبت گردد و پس از تأیید موجر، مستأجر و دو نفر افراد مورد اطمینان طرفین به عنوان شهود، شناسه یا کد رهگیری اخذ شود. بنابراین، دیگر نمیتوان ماده ۲ قانون ۱۳۷۶ را بدون توجه به اصلاحات ناشی از قانون ساماندهی تفسیر کرد.
افزون بر این، قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول نیز در مواردی که مدت اجاره بیش از دو سال است، نقش مستقیم دارد. به موجب ماده ۱ این قانون، عقود مفید انتقال منافع اموال غیرمنقول برای مدت بیش از دو سال باید در سامانه ثبت الکترونیک اسناد به ثبت برسند و در غیر این صورت، دعاوی مربوط به آنها، در بخشی که مفید آثار مقرر در قانون است، قابل استماع نخواهد بود. در نتیجه، در اجارههای بلندمدت، ثبت رسمی قرارداد میتواند در اصل قابلیت استماع دعوا و امکان پیگیری تخلیه نیز اثر تعیینکننده داشته باشد.
تفاوت دستور تخلیه با حکم تخلیه
یکی از اساسیترین تفکیکها در دعاوی تخلیه، تمایز میان «دستور تخلیه» و «حکم تخلیه» است. این دو عنوان، از نظر آثار، تشریفات، نوع رسیدگی و حتی سرعت اجرا کاملاً یکسان نیستند و خلط میان آنها در عمل میتواند موجب طرح ناصحیح دعوا یا اتلاف وقت شود.
دستور تخلیه زمانی موضوعیت دارد که رابطه استیجاری روشن، کماختلاف و واجد شرایط قانونی باشد، مدت اجاره به پایان رسیده باشد و موجر صرفاً بخواهد در کوتاهترین زمان ممکن ملک خود را تخلیه کند. در این وضعیت، مرجع صالح وارد بررسی تفصیلی اختلافات ماهوی نمیشود و در صورت احراز شرایط، دستور لازم را صادر میکند. به همین دلیل، دستور تخلیه از حیث رسیدگی، سریعتر و کمتشریفاتتر است.
در مقابل، حکم تخلیه زمانی مطرح میشود که تخلیه نیازمند رسیدگی قضایی کامل و احراز مسائل ماهوی باشد. برای مثال، اگر در خصوص اصل رابطه استیجاری، اصالت قرارداد، مالکیت موجر، تمدید اجاره، فسخ، انتقال منافع، حق سرقفلی یا حق کسب و پیشه اختلاف جدی وجود داشته باشد یا شرایط قانونی لازم جهت صدور دستور تخلیه وجود نداشته باشد، موضوع از قالب دستور تخلیه خارج میشود و باید در قالب دادخواست حقوقی و با رعایت تشریفات کامل دادرسی پیگیری گردد. در این فرض، دادگاه پس از تبادل لوایح، استماع اظهارات، بررسی دلایل و عنداللزوم ارجاع امر به کارشناسی، حکم مقتضی صادر میکند.
از حیث اجرا نیز تفاوت مهمی وجود دارد. دستور تخلیه ماهیت فوری دارد و اعتراض به آن اصولاً مانع اجرا نیست، مگر در شرایط خاص و با دستور مرجع صالح. اما در حکم تخلیه، روند اجرا تابع مقررات اجرای احکام مدنی است و پس از قطعیت رأی، صدور و ابلاغ اجراییه و انقضای مهلت قانونی، عملیات اجرایی آغاز میشود. از این رو، انتخاب صحیح میان این دو مسیر، یکی از کلیدیترین تصمیمات در دعاوی موجر و مستأجر است.
تخلیه مغازه تجاری به دلیل نوسازی و تجدید بنا
مرجع صالح برای صدور دستور تخلیه فوری
تعیین مرجع صالح باید با دقت و بر اساس تحولات قانونی اخیر انجام شود. در گذشته، بخش زیادی از این دعاوی در شورای حل اختلاف مطرح میشد، اما با لازمالاجرا شدن قانون شوراهای حل اختلاف مصوب ۱۴۰۲ و پیشبینی دادگاه صلح، رسیدگی به این موضوع در ساختار قضایی جدید در صلاحیت دادگاه صلح قرار گرفته است. بنابراین، در قراردادهای اجاره عادی، تقاضای تخلیه باید از طریق دفاتر خدمات الکترونیک قضایی ثبت و به دادگاه صلح محل وقوع ملک ارجاع شود. از آنجا که تخلیه به مال غیرمنقول مربوط است، اصل صلاحیت محلی نیز اقتضا میکند که رسیدگی در حوزه وقوع ملک انجام شود.
در اجارهنامههای رسمی، وضعیت متفاوت است. ماده ۳ قانون روابط موجر و مستأجر ۱۳۷۶ تصریح دارد که تخلیه در اجاره با سند رسمی از طریق دوایر اجرای ثبت انجام میگیرد. بنابراین، موجر در این فرض ابتدا به دفترخانه تنظیمکننده سند رسمی مراجعه میکند و از آن طریق صدور اجراییه و انجام عملیات تخلیه را پیگیری مینماید. در نتیجه، نوع سند اجاره در تعیین مرجع و مسیر اقدام نقشی تعیینکننده دارد.
شرایط لازم برای صدور دستور تخلیه فوری
برای صدور دستور تخلیه فوری، صرف پایان یافتن رابطه استیجاری کافی نیست، بلکه باید مجموعهای از شرایط قانونی نیز فراهم باشد.
نخستین شرط، وجود قرارداد اجارهای است که مدت در آن به صراحت تعیین شده باشد. چون فلسفه دستور تخلیه بر انقضای مدت استوار است، در غیاب مدت معلوم، استناد به این نهاد با مانع مواجه میشود.
شرط دوم، احراز رابطه استیجاری معتبر میان طرفین است. در وضعیت حقوقی فعلی، این احراز دیگر فقط ناظر به وجود یک برگه عادی امضاشده نیست، بلکه باید ضوابط ماده ۲ اصلاحی قانون روابط موجر و مستأجر نیز رعایت شده باشد. به بیان دیگر، در کلیه قراردادهای اجاره باید مدت، مبلغ اجاره و مبلغ ودیعه یا قرضالحسنه بهصراحت درج شود و قرارداد در سامانههای مقرر ثبت شده باشد و پس از تأیید موجر، مستأجر و دو نفر شاهد، برای آن کد رهگیری اخذ شود. در نتیجه، ثبت قرارداد در سامانه رسمی و دریافت کد رهگیری، دیگر صرفاً یک توصیه اداری یا شکلی نیست، بلکه به یکی از ارکان اصلی استنادپذیری قرارداد و بهرهمندی از امکان دستور تخلیه فوری تبدیل شده است. هرچه قرارداد از حیث ثبت و مستندسازی شفافتر و منطبقتر با الزامات قانونی باشد، احراز رابطه استیجاری برای مرجع رسیدگی آسانتر و امکان صدور دستور تخلیه سریعتر خواهد بود.
شرط سوم، انقضای واقعی مدت اجاره است. تا زمانی که مدت باقی است، اصل بر بقای حق استیفای منفعت برای مستأجر است و موجر اصولاً نمیتواند صرفاً با اتکا به اراده یکجانبه، خواستار تخلیه شود. البته اگر موجر به علل دیگری مانند تخلف از شروط، عدم پرداخت اجارهبها یا تحقق شرط فسخ استناد کند، موضوع از قلمرو دستور تخلیه مبتنی بر انقضای مدت خارج میشود و نیازمند رسیدگی حقوقی مستقل خواهد بود.
شرط چهارم، قابلیت استناد قرارداد در وضعیت فعلی حقوقی کشور است. با توجه به تقویت الزامات سامانهای و ثبت اطلاعات معاملات، وجود قرارداد ثبتشده و دارای کد رهگیری در عمل اهمیت جدی یافته است. افزون بر این، در قراردادهای اجارهای که مدت آنها بیش از دو سال است، باید به الزامات قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول نیز توجه کرد؛ زیرا در این موارد، عدم ثبت رسمی قرارداد میتواند در اصل قابلیت استماع دعوا و استفاده از آثار حقوقی آن اختلال ایجاد کند. همچنین باید توجه داشت که قوانین جدید، بهویژه قانون ساماندهی بازار زمین، مسکن و اجارهبها، برای عدم ثبت قراردادها آثار و ضمانتاجراهایی در نظر گرفتهاند که این آثار در حوزه مالیات، مسئولیت مشاوران املاک و نیز بهرهمندی از برخی حمایتهای قانونی، از جمله امکان تقاضای دستور تخلیه فوری، بروز پیدا میکند.
شرط پنجم، عدم شمول مقررات خاص دیگر است. برخی روابط استیجاری، بهویژه در اماکن تجاری قدیمی، ممکن است تابع قوانین پیشین و نهادهایی مانند حق کسب و پیشه و تجارت بر اساس قانون روابط موجر و مستأجر مصوب ۱۳۵۶ باشند. در چنین مواردی، نمیتوان بهسادگی از قواعد تخلیه فوری قانون ۱۳۷۶ استفاده کرد. بنابراین، تشخیص قانون حاکم بر رابطه استیجاری، مقدمه هر اقدام حقوقی صحیح است.
مدارک لازم برای درخواست دستور تخلیه
کامل بودن مدارک، در پروندههای دستور تخلیه اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا این نهاد بر سرعت و وضوح استوار است و هر نقصی در مستندات میتواند روند رسیدگی را کند یا از مسیر فوری خارج کند.
نخستین و مهمترین مدرک، اجارهنامه است. در این اجارهنامه باید مشخصات طرفین، مورد اجاره، مدت، مبلغ اجارهبها، مبلغ ودیعه یا قرضالحسنه و امضاهای لازم درج شده باشد. در وضعیت کنونی، ارائه قرارداد ثبتشده در سامانه و دارای کد رهگیری اهمیت فراوان دارد و در اجارههای بیش از دو سال، حسب مورد باید به تشریفات ثبت رسمی نیز توجه شود.
مدرک دوم، سند مالکیت یا هر دلیل معتبر دیگری بر سمت موجر است. مرجع رسیدگی باید احراز کند که متقاضی، مالک یا قائممقام قانونی اوست. اگر وکیل، ولی، قیم، وصی یا نماینده قانونی دیگری اقدام میکند، ارائه وکالتنامه یا اسناد مثبت سمت نیز ضروری است.
مدارک هویتی خواهان نیز از مقدمات ثبت و پیگیری درخواست است.
نکته ای که باید به آن توجه داشت این است که اگر موجر بخواهد همزمان با دستور تخلیه، مطالبات مالی مانند اجور معوقه، خسارت وارده به ملک یا بدهی قبوض را نیز مطرح کند، باید اسناد و دلایل مربوط را به نحو مستقل آماده کند؛ زیرا این مطالبات از حیث رسیدگی، فراتر از اصل دستور تخلیه هستند. اما از نظر عملی و حقوقی بهتر است هیچ خواسته دیگری به درخواست دستور تخلیه فوری اضافه نشود؛ زیرا افزودن خواستههای مالی یا اختلافی، با فلسفه رسیدگی فوری سازگار نیست و میتواند موجب خروج پرونده از مسیر سریع شود.
نحوه درخواست دستور تخلیه در قراردادهای عادی
در اجارهنامههای عادی، مسیر اقدام از مجرای قضایی میگذرد. موجر باید به دفتر خدمات الکترونیک قضایی مراجعه کند و درخواست مربوط به تخلیه را با درج مشخصات دقیق طرفین، مشخصات کامل ملک، تاریخ انعقاد قرارداد، تاریخ پایان مدت اجاره و دلایل استحقاق خود ثبت کند. دقت در توصیف ملک، شماره پلاک ثبتی، نشانی و سمت قانونی خواهان در این مرحله بسیار مهم است؛ زیرا اشتباهات شکلی ممکن است در اجرای دستور اخلال ایجاد کند.
پس از ثبت درخواست، پرونده به دادگاه صلح ارجاع میشود. مقام قضایی اسناد و شرایط را بررسی میکند و اگر وجود رابطه استیجاری، انقضای مدت و سایر شرایط از جمله ثبت قرارداد و وجود کد رهگیری احراز شود، دستور تخلیه صادر میگردد. در این مرحله، رسیدگی عمدتاً بر مبنای ظاهر و کفایت اسناد است و اصل بر تسریع است، نه رسیدگی تفصیلی.
باید توجه ویژه داشت که پس از اصلاح ماده ۲ قانون روابط موجر و مستأجر به موجب قانون ساماندهی بازار زمین، مسکن و اجارهبها، ثبت قرارداد و اخذ کد رهگیری از حالت یک امتیاز اثباتی خارج شده و در عمل به یکی از پایههای اصلی احراز رابطه استیجاری برای صدور دستور تخلیه تبدیل شده است. به همین دلیل، قراردادهای فاقد ثبت سامانهای معمولاً در مسیر دستور تخلیه با مانع مواجه میشوند و موجر ناچار به طرح دعوای عادی تخلیه می باشد.
پس از صدور دستور، واحد اجرای احکام نسبت به ابلاغ و اجرای آن اقدام میکند. با این حال، اجرای دستور تخلیه منوط به تودیع مبلغ ودیعه یا قرضالحسنه مستأجر در صندوق دادگستری است. این الزام قانونی جنبه حمایتی و تعادلی دارد؛ از یکسو مانع از بیپناه ماندن مستأجر در آستانه تخلیه بدون بازگشت سرمایهاش میشود و از سوی دیگر تضمین میکند رابطه استیجاری در پایان به طور منصفانه تسویه گردد.
اگر موجر مدعی خسارت به ملک، اجور معوقه، یا بدهی قبوض باشد، نمیتواند شخصاً و بدون دستور قانونی ودیعه را نزد خود نگه دارد؛ بلکه باید همزمان با تودیع کل مبلغ در صندوق دادگستری، دادخواست مطالبه خسارت یا ضرر و زیان خود را به دادگاه صلح تقدیم کرده و گواهی توقیف مبلغ مورد ادعا را از مرجع قضایی به دایره اجرا ارائه دهد تا دایره اجرا از پرداخت آن بخش از ودیعه به مستأجر خودداری کند. بنابراین، موجر باید از پیش برای تودیع مبلغ ودیعه آماده باشد و بداند که بدون سپرده کردن این مبلغ یا اخذ دستور توقیف قضایی، عملیات تخلیه پیش نخواهد رفت.
نحوه درخواست تخلیه در قراردادهای رسمی
در اسناد رسمی اجاره، تخلیه بر پایه قدرت اجرایی سند رسمی و از طریق اجرای ثبت انجام میشود. موجر در این فرض، به دفترخانه تنظیمکننده سند رسمی مراجعه میکند و با ارائه اصل سند و استناد به انقضای مدت، صدور اجراییه را درخواست مینماید. دفترخانه پس از بررسی مفاد سند، اجراییه را صادر و آن را جهت ابلاغ و عملیات اجرایی به اداره اجرای ثبت اسناد و املاک محل ارسال میکند.
مزیت سند رسمی در این است که دارنده آن، برای اجرای مفاد سند، نیازی به اقامه دعوای ابتدایی و طی مراحل طولانی در مرجع قضایی ندارد که این امر جایگاه سند رسمی را در تضمین سرعت و قدرت اجرایی تعهدات برجسته میسازد. ب
ا این حال، در این مسیر نیز حق مستأجر نسبت به استرداد ودیعه کاملاً محفوظ است. دایره اجرای ثبت تنها زمانی عملیات تخلیه و تحویل ملک به موجر را نهایی میکند که موجر معادل مبلغ ودیعه یا قرضالحسنه مندرج در سند رسمی را به صندوق اجرای ثبت تودیع کرده و قبض سپرده آن را ارائه دهد.
در این فرض نیز چنانچه موجر مدعی ورود خسارت به ملک یا عدم پرداخت اجور معوقه و قبوض باشد، حق حبس خودسرانه ودیعه را ندارد و مکلف است پس از تودیع ودیعه در صندوق ثبت، فوراً به دادگاه صلح مراجعه کرده و دادخواست مطالبه طلب و خسارت به همراه تقاضای صدور قرار تأمین خواسته یا دستور موقت جهت توقیف معادل طلب خود از ودیعه تودیعشده را ثبت کند و گواهی مربوط را به دایره اجرای ثبت تحویل دهد.
اگر در خلال عملیات اجرا، اختلافات خاص یا ادعاهای حقوقی پیچیده مانند ادعای تمدید شفاهی یا جعل سند مطرح شود، مستأجر میتواند با مراجعه به دادگاه صالح، نسبت به عملیات اجرایی ثبت اعتراض کند، هرچند که توقف عملیات اجرایی منوط به صدور قرار توقیف عملیات اجرایی از سوی دادگاه خواهد بود.
سریعترین راه گرفتن حکم تخلیه از دادگاه و شورا
حقوق مستأجر در برابر دستور تخلیه
هرچند دستور تخلیه فوری برای حمایت از موجر در پایان مدت اجاره وضع شده است، اما قانون، مستأجر را نیز کاملاً بیدفاع نگذاشته است. مستأجر اگر مدعی وجود حقی برای ادامه تصرف باشد، مانند تمدید قرارداد، انعقاد توافق لاحق، پرداخت اجاره بر مبنای توافق جدید، یا وجود مانع قانونی برای تخلیه، میتواند دعوای مقتضی را در مرجع صالح مطرح کند.
با این حال، باید توجه داشت که صرف طرح دعوا یا اعتراض، اصولاً مانع اجرای دستور تخلیه نیست. فلسفه این قاعده، جلوگیری از سوءاستفاده از اعتراضات صوری برای اطاله تصرف در ملک است. فقط در صورتی که مرجع صالح، دلایل مستأجر را به حدی موجه بداند که ادامه اجرا را منافی عدالت یا حقوق دفاعی تلقی کند، ممکن است دستور توقف عملیات اجرایی صادر شود.
افزون بر این، مستأجر در مواردی میتواند درخواست مهلت برای تخلیه نماید. این مهلت، حقی مطلق نیست و اعطای آن به اوضاع و احوال پرونده، ضرورتهای اجتماعی و تشخیص مقام صالح بستگی دارد. در عمل، اگر دادگاه یا مرجع اجرا احراز کند که تخلیه فوری موجب عسر و حرج جدی و نامتعارف میشود، ممکن است مهلتی محدود و متعارف برای تخلیه اعطا شود.
امکان مطالبه اجور معوقه و خسارات همزمان با تخلیه
در بسیاری از روابط استیجاری، تخلیه تنها خواسته موجر نیست. چهبسا مستأجر علاوه بر امتناع از تخلیه، اجارهبها را نیز نپرداخته یا به ملک خسارت وارد کرده باشد. در این موارد، باید میان «درخواست تخلیه» و «مطالبه حقوق مالی ناشی از اجاره» تفکیک کرد. دستور تخلیه، اساساً ناظر به رفع تصرف و استرداد ملک است، نه تعیینتکلیف نهایی همه مطالبات مالی میان طرفین.
با این وصف، موجر میتواند همزمان با درخواست تخلیه یا در قالب دعوایی جداگانه، اجور معوقه، خسارات وارده به عین مستأجره، هزینههای تعمیرات ناشی از تعدی و تفریط، بدهی قبوض و حتی اجرتالمثل ایام تصرف پس از انقضای مدت را مطالبه کند. اگر مبلغ ودیعه نزد او باشد، میتواند با طرح دعوا و ارائه گواهی مربوط، از مرجع اجرا بخواهد که بخشی از مبلغ ودیعه تا تعیین تکلیف نهایی، توقیف شود.
نکته مهم آن است که صرف ادعا برای نگهداشتن کل ودیعه کافی نیست. موجر باید ادعای خود را در مسیر قانونی مطرح کند و مرجع صالح باید درباره آن تصمیم بگیرد. این امر نشان میدهد که در پایان رابطه استیجاری، تفکیک دقیق میان تخلیه، استرداد ودیعه و مطالبات متقابل طرفین، ضرورتی جدی دارد.
اعتراض به دستور تخلیه و آثار آن
یکی از تصورات نادرست رایج در میان اصحاب دعوا آن است که هرگونه اعتراض به دستور تخلیه، اجرای آن را متوقف میکند. در حالی که چنین نیست. دستور تخلیه به اعتبار ماهیت فوری خود، اصولاً علیرغم اعتراض نیز قابل اجراست. قانونگذار با این طراحی، درصدد جلوگیری از آن بوده است که مستأجر با طرح اعتراضات شکلی یا واهی، اجرای حق موجر را ماهها یا سالها به تأخیر اندازد.
البته این امر به معنای سلب کامل حق دفاع از مستأجر نیست. اگر مستأجر دلیل موجه و قابل اعتنایی داشته باشد، مانند ارائه قرارداد تمدیدی، اثبات جعل یا بیاعتباری سند، یا وجود مانع قانونی مؤثر، میتواند دعوای مقتضی را مطرح کرده و حسب مورد، تقاضای توقف عملیات اجرایی را نیز بنماید. در این صورت، مرجع صالح با توجه به دلایل و اوضاع و احوال پرونده تصمیم خواهد گرفت.
برای موجر، نتیجه عملی این قاعده آن است که هرچه مستندات او از ابتدا دقیقتر، ثبتشدهتر و کاملتر باشد، امکان اخلال در اجرای دستور کاهش مییابد. برای مستأجر نیز مفهوم این قاعده آن است که دفاع مؤثر، باید مستند، حقوقی و سریع باشد، نه صرفاً مبتنی بر اعتراض صوری.
نمونه دستور تخلیه صادره از شورای حل اختلاف
بتاریخ …….. در وقت فوق العاده پرونده کلاسه …… حوزه ……
شورای حل اختلاف مجتمع شماره 6 تهران تحت نظر است و برابر محتویات پرونده ملاحظه می گردد اقدامات اعضاء حوزه منجر به صلح و سازش بین طرفین دعوا نگردیده، لذا پرونده از طرف سرپرست مجتمع در اجرای مواد 11 و 45 قانون شورای حل اختلاف 87/04/18 جهت صدور رای به اینجانب ارجاع گردیده که با عنایت به محتویات پرونده، ختم تحقیقات را اعلام و به شرح ذیل مبادرت به اتخاذ تصمیم نهایی می نماید :
رای قاضی شورا در خصوص دستور تخلیه
در خصوص دادخواست خواهان ………….. فرزند ….. به طرفیت خوانده …….. فرزند ……. مبنی بر درخواست صدور دستور تخلیه یک دستگاه آپارتمان مسکونی به پلاک ثبتی فرعی … بخش … اراضی ….. به نشانی ……….. نظر به اینکه رابطه استیجاری ما بین طرفین به حکایت مندرجات سند اجاره عادی ابرازی از طرف خواهن که در حین تنظیم توسط دوشاهد گواهی شده ثابت بوده و عقد اجاره نیز در مورخ ……. به انقضاء رسیده و موجر با تقدیم درخواست عدم رضایت خود را به ادامه رابطه استیجاری اعلام داشته و مبلغ ودیعه اجاره را طی فیش شماره ….. مورخ …. به حساب شماره ….. امانی دادگستری واریز نموده.
لذا استمرار تصرف مستاجر در عین مستاجره فاقد وجاهت شرعی و قانونی بوده و در اجرای ماده 11 قانون شورای حل اختلاف و مواد 3 و 4 قانون روابط موجر و مستاجر مصوب سال 1376 دستور تخلیه به مستاجر از عین مستاجره فوق صادر و اعلام می گردد.اجرای احکام دادگستری ظرف مدت 24 ساعت نسخه دوم این دستور رار به مستاجر ابلاغ و ظرف مدت 3 روز پس از ابلاغ، نسبت به اجرای تخلیه و تحویل مورد اجاره موجر اقدام می نماید دستور صادره قطعی است.
وکیل برای تخلیه ملک تجاری و مغازه
نمونه دیگر پرونده دستور تخلیه
وکیل خواهان ها آقایان …. و خانم …… (ورثه موجرمتوفی) با ارائه گواهی حصر وراثت و برگ ارزیابی املاک مالیات برارث اقدام به تقدیم دادخواست با عنوان دستور تخلیه نموده اند.
ایشان برای اثبات صحت ادعایشان اجاره نامه و نامه سازمان توسعه مسکن تهران را نیز ضمیمه دادخواست نموده اند.وکیل محترم در دادخواست اظهار کرده موکلین به موجب قرارداد اجاره مورخ 10/8/96، شش دانگ یک باب آپارتمان واقع در تهران ، نیایش، را به خوانده محترم اجاره داده اند با توجه به اینکه مدت قرارداد یکساله بوده علیرغم انقضای آن و پیگیریهای مکرر موکلین، خوانده از تخلیه و تحویل ملک فوق الذکر امتناع می ورزد لذا با توجه به مراتب فوق رسیدگی قانونی و صدور دستور تخلیه و کلیه خسارات دادرسی مورد استدعاست.
رای شورای حل اختلاف، دستور تخلیه (تخلیه فوری)
در مورد درخواست موجر … مبنی بر تخلیه یک واحد آپارتمان به پلاک ثبتی شماره … تعاونی و سازمان توسعه مسکن تهران واقع در فلکه اول شهران ………. نظر به احراز مالکیت موجر و رابطه استیجاری میان طرفین به موجب مندرجات سند اجاره عادی ابرازی مورخ 9/8/96 که در حین تنظیم توسط دو شاهد گواهی شده و موجر با تقدیم درخواست عدم رضایت خود را بر ادامه تصرف مستاجر اعلام داشته، لذا استمرار تصرف مستاجر در عین مستاجره فاقد وجاهت شرعی و قانونی بوده و در اجرای بند 2 ماده 11 قانون شوراهای حل اختلاف مصوب 18/4/87 و مواد 3 و 4 قانون روابط موجر و مستاجر مصوب سال 76 دستور تخلیه ید مستاجر از عین مستاجره فوق صادر و اعلام میدارد.
اجرای احکام مدنی ظرف بیست و چهار ساعت نسخه دوم این دستور را به مستاجر ابلاغ و ظرف سه روز پس از ابلاغ نسبت به اجرای تخلیه و تحویل مورد اجاره به موجر اقدام نمایید.
اجرای دستور منوط به پرداخت مبلغ 30000000 ریال به حساب صندوق دادگستری بابت ودیعه مسکن/سند تعهدآور به شماره فیش واریزی از سوی موجر می باشد وبدیهی است پس از تخلیه و تحویل ملک، قبض سپرده از بابت ودیعه/سند مذکور با احراز هویت و اخذ رسید، به مستاجر تحویل خواهد شد.اجرای حکم منوط به ارائه فیش سپرده به مبلغ سی میلیون تومان در واحد اججرای احکام می باشد.
قاضی شعبه 208 شورای حل اختلاف مجتمع شماره 5
تحلیل پرونده دستور تخلیه فوری آپارتمان
مستندات رای شورا مواد 3 و 4 قانون روابط موجر ومستاجر سال 76 و بند 2 ماده 11 قانون شورای حل اختلاف می باشد و این نکات قابل توجه می باشد، در خصوص قرارداد اجاره استنادی خواهان،اجاره نامه فیمابین موجر ومستاجر در زمان حاکمیت قانون روابط موجر و مستاجر سال 76 منعقد شده و مشمول این قانون می باشد.
مستند دعوی خواهان اجاره نامه عادی است که به امضای موجر و مستاجر رسیده و دو نفر شاهد نیر آنرا گواهی کرده اند.احراز مالکیت موجرورابطه استیجاری میان طرفین به موجب مندرجات سند اجاره عادی ابرازی خواهان توسط دادگاه و تقدیم درخواست موجر مبنی بر عدم رضایت نسبت به ادامه تصرف مستاجر می باشد.
اجرای دستور تخلیه منوط به پرداخت مبلغ …… به حساب صندوق دادگستری بابت ودیعه مسکن/سند تعهدآور به شماره فیش واریزی از سوی موجر می باشد (در صورتی که موجر مبلغی بعنوان ودیعه یا تضمین یا قرض الحسنه و یا سند تعهد آور و مشابه آن از مستأجر دریافت کرده باشد تخلیه و تحویل مورد اجاره به موجر موکول به استرداد سند یا وجه مذکور به مستأجر و یا سپردن آن به دایره اجراست).
خدمات دفتر وکالت دادگران حامی در خصوص دستور تخلیه
1- قبول وکالت در دعاوی تخلیه اعم از دستور تخلیه، حکم تخلیه و …
دفتر وکالت دادگران حامی آمادگی قبول وکالت کلیه دعاوی تخلیه اعم از اماکن مسکونی و تجاری را با منصفانه ترین قیمت و در کوتاهترین زمان، دارد.وکلای با تجربه و با سابقه دادگران با داشتن تجربه پرونده های متعدد در زمینه دعاوی ملکی و تخلیه این اطمینان را به شما خواهند داد که باطرح درست دعوا و پیگیری های مستمر شما را به نتیجه مطلوب و دلخواهتان برسانند.
لازم به ذکر است امکان قبول وکالت از ایرانیان مقیم خارج از کشور و پیگیری دعوای این عزیزان بدون حضور و درگیری ایشان در پرونده مقدور می باشد.
2- ارائه مشاوره حقوقی تخصصی در زمینه دعاوی تخلیه
از آنجایی که رمز پیروزی در هر دعوایی طرح صحیح و انتخاب بهترین و کوتاهترین راه است ؛ مخاطبان گرامی دفتر وکالت ما می توانند در صورت نیاز به اخذ مشاوره و مشورت با وکیل متخصص تخلیه ملک به صورت آنلاین و حضوری از مشاوره با وکلای خبره دادگران حامی بهره مند شوند.
3- تنظیم دادخواست، شکواییه و لایحه دفاعیه تخلیه فوری
در سیستم قضایی ما شروع و استارت یک دعوا با تقدیم دادخواست و شکواییه در محاکم قضایی صورت می پذیرد و همانطور که گفته شد شرط پیروزی در هر دعوایی در درجه اول طرح و شروع درست آن دعوا می باشد.تنظیم دادخواست، شکواییه و لایحه دفاعیه حرفه ای یکی دیگر از خدمات دفتر وکالت ما برای مخاطبان گرامی می باشد.
وکیل متخصص دعاوی ملکی در تهران
تماس و ارتباط با وکیل دادگستری متخصص ملکی – 02188019243




3 پاسخ
مستاجران اگر ادمهایی باشند که به تعهدات در قرار داد عمل کنند هیچ مشکلی پیش نمیایید تقریبا 99درصد مشکلات از کارهای شرارت و گستاخی های مستاجر نشات میگیرد و قانون متاسفانه 100در100 در خدمت مستاجران کار میکند
سلام- خوب اینطوری کلی نمیشه اظهار نظر کرد ولی درسته تا حد زیادی ریشه مشکلات اجتماعی خلف وعده ها و نقض عهد هاست!
سلام موجران باید با مستأجران راه بیان شرایط وضع اقتصادی برای همه سخت هست